demining

[ایالات متحده]/ˈdiːˌmaɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdiːˌmaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند حذف مین‌های زمینی از یک منطقه؛ عمل پاک‌سازی مین‌های زمینی

عبارات و ترکیب‌ها

landmine demining

کشف مین

demining operations

عملیات خنثی‌سازی مین

demining process

فرآیند خنثی‌سازی مین

demining teams

گروه‌های خنثی‌سازی مین

demining activities

فعالیت‌های خنثی‌سازی مین

demining equipment

تجهیزات خنثی‌سازی مین

demining training

آموزش خنثی‌سازی مین

demining funding

تامین بودجه خنثی‌سازی مین

demining efforts

تلاش‌های خنثی‌سازی مین

demining challenges

چالش‌های خنثی‌سازی مین

جملات نمونه

the team is focused on demining the affected areas.

تیم بر پاکسازی مناطق آسیب‌دیده متمرکز است.

demining operations are crucial for restoring safety.

عملیات پاکسازی برای بازگرداندن ایمنی بسیار مهم هستند.

many countries face challenges in demining their territories.

بسیاری از کشورها با چالش‌های پاکسازی مناطق خود روبرو هستند.

demining efforts require skilled professionals.

تلاش‌های پاکسازی نیاز به متخصصان ماهر دارد.

the government allocated funds for demining projects.

دولت بودجه‌ای را برای پروژه‌های پاکسازی اختصاص داد.

demining technology has advanced significantly in recent years.

فناوری پاکسازی در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

volunteers often participate in demining efforts.

داوطلبان اغلب در تلاش‌های پاکسازی شرکت می‌کنند.

demining is essential for humanitarian reasons.

پاکسازی برای دلایل بشردوستانه ضروری است.

international cooperation is vital for effective demining.

همکاری بین‌المللی برای پاکسازی مؤثر حیاتی است.

demining activities can take years to complete.

فعالیت‌های پاکسازی ممکن است سال‌ها طول بکشد تا تکمیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید