demob

[ایالات متحده]/diː'mɒb/
[بریتانیا]/ˌdi'mɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزادی از خدمت نظامی، به ویژه با مراسم رسمی
Word Forms
قسمت سوم فعلdemobbed
زمان گذشتهdemobbed
شکل سوم شخص مفردdemobs
جمعdemobs
صفت یا فعل حال استمراریdemobbing

عبارات و ترکیب‌ها

demob suit

لباس دمو

demobilization

غیر نظامی کردن

demobilize

غیر نظامی کردن

جملات نمونه

Author ZHANG Zhe;WANG Yuli;BEI Changlin;et al.Jining Demob veteran Mental Hosptial;Shandong.272100;

نویسندگان: ژانگ تسه؛ وانگ یولی؛ بی چانگ‌لین و همکاران؛ بیمارستان روانپزشکی جانبازان جینگینگ؛ شاندونگ. ۲۷۲۱۰۰

نمونه‌های واقعی

Then I got stuck in Egypt till the Armistice happened, kicked my heels there some time longer, and, as I told you, finally got demobbed.

سپس در مصر گرفتار شدم تا زمانی که آتش‌بس اتفاق افتاد، مدتی بیشتر آنجا منتظر ماندم و، همانطور که به شما گفتم، بالاخره از خدمت سربازی آزاد شدم.

منبع: Hidden danger

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید