demodulates

[ایالات متحده]/ˌdiːˈmɒdjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˌdiːˈmɑːdʒʊleɪts/

ترجمه

vt. اطلاعات اصلی را از یک سیگنال مدوله شده استخراج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

demodulates signal

بررسی سیگنال

demodulates data

بررسی داده

demodulates frequency

بررسی فرکانس

demodulates waveform

بررسی شکل موج

demodulates carrier

بررسی حامل

demodulates information

بررسی اطلاعات

demodulates channel

بررسی کانال

demodulates transmission

بررسی انتقال

demodulates audio

بررسی صدا

demodulates signal strength

بررسی قدرت سیگنال

جملات نمونه

the receiver demodulates the signal to extract the original message.

گیرنده سیگنال را دمدوله می‌کند تا پیام اصلی را استخراج کند.

the device demodulates the audio from the radio frequency.

دستگاه صدای رادیویی را از فرکانس رادیویی دمدوله می‌کند.

in telecommunications, the modem demodulates the incoming data.

در مخابرات، مودم داده‌های ورودی را دمدوله می‌کند.

the software demodulates the video stream for playback.

نرم‌افزار جریان ویدئویی را برای پخش دمدوله می‌کند.

the system demodulates the carrier signal for better clarity.

سیستم سیگنال حامل را برای وضوح بیشتر دمدوله می‌کند.

he demodulates the signals using advanced algorithms.

او سیگنال‌ها را با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته دمدوله می‌کند.

the engineer demodulates the frequencies to analyze the data.

مهندس فرکانس‌ها را برای تجزیه و تحلیل داده‌ها دمدوله می‌کند.

the application demodulates the transmitted information efficiently.

اپلیکیشن اطلاعات ارسالی را به طور کارآمد دمدوله می‌کند.

she demodulates the waveform to study its characteristics.

او شکل موج را برای بررسی ویژگی‌های آن دمدوله می‌کند.

the radio equipment demodulates the signal for clear reception.

تجهیزات رادیویی سیگنال را برای دریافت واضح دمدوله می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید