scrambles

[ایالات متحده]/ˈskræmbəlz/
[بریتانیا]/ˈskræmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گرفتن یا رقابت برای چیزی
v. به سرعت حرکت کردن، معمولاً به طور نامنظم؛ با دشواری بالا رفتن یا صعود کردن؛ برای چیزی رقابت یا مبارزه کردن؛ به سرعت در یک هواپیمای نظامی بلند شدن

عبارات و ترکیب‌ها

egg scrambles

اسکرامبل تخم مرغ

scrambles for food

اسکرامبل برای غذا

scrambles to win

اسکرامبل برای بردن

scrambles up

اسکرامبل بالا

scrambles down

اسکرامبل پایین

scrambles ahead

اسکرامبل جلو

scrambles around

اسکرامبل اطراف

scrambles together

اسکرامبل با هم

scrambles for attention

اسکرامبل برای جلب توجه

scrambles in chaos

اسکرامبل در هرج و مرج

جملات نمونه

she scrambles to finish her homework before dinner.

او برای انجام تکالیفش قبل از شام عجله می‌کند.

he scrambles for the last piece of cake.

او برای آخرین تکه کیک دست و پا می‌کند.

the kids scramble up the hill to see the view.

کودکان برای دیدن منظره به بالای تپه می‌روند.

during the game, the players scramble for the ball.

در طول بازی، بازیکنان برای توپ دست و پا می‌کنند.

she scrambles her way through the crowded market.

او راه خود را در میان بازار شلوغ پیش می‌برد.

he scrambles to get ready for the meeting.

او برای آماده شدن برای جلسه عجله می‌کند.

the chef scrambles the eggs in a hot pan.

سرآشپز تخم مرغ‌ها را در یک تابه داغ هم می‌زند.

they scramble to find a solution to the problem.

آنها برای یافتن راه حلی برای مشکل دست و پا می‌کنند.

she scrambles to gather her belongings before leaving.

او قبل از رفتن عجله می‌کند تا وسایلش را جمع کند.

he scrambles to catch the bus every morning.

او هر روز صبح برای گرفتن اتوبوس عجله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید