demolishings

[ایالات متحده]/dɪˈmɒlɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈmɑːləʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تخریب یا فروریختن یک سازه؛ سرنگون کردن یا بی اعتبار کردن؛ به طور کامل مصرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

demolishing buildings

تخریب ساختمان‌ها

demolishing structures

تخریب سازه‌ها

demolishing walls

تخریب دیوارها

demolishing houses

تخریب خانه‌ها

demolishing facilities

تخریب امکانات

demolishing sites

تخریب سایت‌ها

demolishing old

تخریب قدیمی

demolishing concrete

تخریب بتن

demolishing properties

تخریب املاک

demolishing equipment

تخریب تجهیزات

جملات نمونه

the city is planning on demolishing the old stadium.

شهر قصد تخریب استادیوم قدیمی را دارد.

demolishing the abandoned building will improve safety.

تخریب ساختمان متروکه ایمنی را بهبود می‌بخشد.

they are demolishing the house to make way for new apartments.

آنها در حال تخریب خانه هستند تا فضایی برای آپارتمان‌های جدید ایجاد کنند.

the government announced plans for demolishing the bridge.

دولت طرح‌هایی برای تخریب پل اعلام کرد.

demolishing the old factory was a difficult decision.

تخریب کارخانه قدیمی تصمیم دشواری بود.

they are demolishing the wall to create an open space.

آنها دیوار را تخریب می‌کنند تا فضایی باز ایجاد کنند.

demolishing the structure will start next month.

تخریب سازه از ماه آینده آغاز خواهد شد.

community members opposed the idea of demolishing the park.

اعضای جامعه با ایده تخریب پارک مخالفت کردند.

demolishing the old school building is part of the renovation plan.

تخریب ساختمان مدرسه قدیمی بخشی از طرح بازسازی است.

the process of demolishing the skyscraper took several months.

فرآیند تخریب آسمان‌خراش چندین ماه طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید