demurring

[ایالات متحده]/dɪˈmɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈmɜrɪŋ/

ترجمه

v. ابراز عدم توافق یا مخالفت

عبارات و ترکیب‌ها

demurring response

پاسخ مخالفت

demurring tone

لحن مخالفت

demurring statement

اظهار نظر مخالفت

demurring attitude

نگرش مخالفت

demurring reply

پاسخ مخالفت

demurring objections

اعتراضات مخالفت

demurring remarks

نظرات مخالفت

demurring behavior

رفتار مخالفت

demurring expression

عبارت مخالفت

جملات نمونه

he was demurring at the idea of working late.

او در مورد ایده کار کردن تا دیروقت مردد بود.

she kept demurring when asked to lead the project.

وقتی از او خواسته شد پروژه را رهبری کند، او همچنان مردد بود.

the committee members were demurring over the proposed changes.

اعضای کمیته در مورد تغییرات پیشنهادی مردد بودند.

despite his demurring, the team decided to proceed.

با وجود مردد بودن او، تیم تصمیم گرفت ادامه دهد.

demurring at first, she eventually agreed to join the meeting.

در ابتدا مردد بود، اما در نهایت با رفتن به جلسه موافقت کرد.

he was demurring about the expense involved in the trip.

او در مورد هزینه سفر مردد بود.

they were demurring when asked to commit to the long-term plan.

وقتی از آنها خواسته شد به برنامه بلندمدت متعهد شوند، آنها مردد بودند.

after some demurring, she accepted the invitation.

پس از کمی مردد بودن، او دعوت را پذیرفت.

his demurring response surprised everyone in the room.

پاسخ مردد او همه افراد حاضر در اتاق را غافلگیر کرد.

she was demurring about sharing her personal experiences.

او در مورد به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصی خود مردد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید