protesting

[ایالات متحده]/prəʊˈtɛstɪŋ/
[بریتانیا]/proʊˈtɛstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حاضر مشارکت از اعتراض؛ برای ابراز اعتراض قوی؛ برای استدلال یا درخواست به نفع چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

protesting peacefully

اعتراض مسالمت‌آمیز

protesting loudly

اعتراض با صدای بلند

protesting unfairly

اعتراض ناعادلانه

protesting together

اعتراض با هم

protesting against

اعتراض علیه

protesting rights

اعتراض برای حقوق

protesting injustice

اعتراض علیه بی‌عدالتی

protesting change

اعتراض برای تغییر

جملات نمونه

they are protesting against the new law.

آنها در اعتراض به قانون جدید دست به اعتراض زدند.

protesting is a fundamental right in a democracy.

اعتراض یک حق اساسی در یک دموکراسی است.

the citizens are protesting for better healthcare.

شهروندان برای بهبود مراقبت‌های بهداشتی دست به اعتراض زدند.

she joined the crowd protesting for climate action.

او به جمع تظاهرات کنندگان برای اقدام در زمینه آب و هوا پیوست.

protesting peacefully is important for social change.

اعتراض مسالمت آمیز برای تغییرات اجتماعی مهم است.

the students are protesting against tuition hikes.

دانشجویان در اعتراض به افزایش شهریه دست به اعتراض زدند.

many people are protesting to demand justice.

بسیاری از مردم برای درخواست عدالت دست به اعتراض زدند.

protesting in the streets can attract media attention.

اعتراض در خیابان‌ها می‌تواند توجه رسانه‌ها را جلب کند.

they organized a rally protesting human rights violations.

آنها یک تظاهرات در اعتراض به نقض حقوق بشر سازماندهی کردند.

protesting can be a powerful tool for change.

اعتراض می‌تواند ابزاری قدرتمند برای تغییر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید