dentelle

[ایالات متحده]/dɛnˈtɛl/
[بریتانیا]/dɛnˈtɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الگوی توری؛ توری دندانه‌دار؛ دنتل (نوعی سنگ قیمتی جواهر)
Word Forms
جمعdentelles

عبارات و ترکیب‌ها

fine dentelle

سنتي ظريف

white dentelle

سنتي سفيد

delicate dentelle

سنتي نازك

black dentelle

سنتي مشكي

lace dentelle

سنتي كشي

soft dentelle

سنتي نرم

vintage dentelle

سنتي قديمي

elegant dentelle

سنتي شيك

sheer dentelle

سنتي شي‌دار

floral dentelle

سنتي گل‌دار

جملات نمونه

she wore a beautiful dentelle dress to the party.

او یک لباس دنتل زیبا به مهمانی پوشید.

the table was decorated with a dentelle tablecloth.

میز با رومیزی دنتل تزئین شده بود.

he admired the intricate dentelle patterns on the fabric.

او به الگوهای پیچیده دنتل روی پارچه علاقه مند بود.

she likes to add dentelle accents to her outfits.

او دوست دارد لهجه های دنتل به لباس هایش اضافه کند.

the wedding invitations featured a dentelle design.

دعوتنامه های عروسی دارای طرح دنتل بودند.

they used dentelle for the curtains in the living room.

آنها از دنتل برای پرده های اتاق نشیمن استفاده کردند.

her grandmother taught her how to make dentelle lace.

مادربزرگش به او یاد داد که چگونه تور دنتل درست کند.

the artist created a stunning dentelle artwork.

هنرمند یک اثر هنری دنتل خیره کننده خلق کرد.

he gifted her a necklace with a dentelle pendant.

او یک گردنبند با آویز دنتل به او هدیه داد.

the fashion show featured models in dentelle outfits.

نمایش مد شامل مدل هایی با لباس های دنتل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید