denticle

[ایالات متحده]/ˈdɛntɪkəl/
[بریتانیا]/ˈdɛntɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دندان کوچک یا ساختار شبیه دندان؛ تزئینات شبیه دندان
Word Forms
جمعdenticles

عبارات و ترکیب‌ها

small denticle

دانشگر کوچک

denticle pattern

الگوی دنتیکل

denticle size

اندازه دنتیکل

denticle structure

ساختار دنتیکل

denticle formation

تشکیل دنتیکل

denticle development

توسعه دنتیکل

denticle arrangement

چیدمان دنتیکل

denticle morphology

مورفولوژی دنتیکل

denticle count

تعداد دنتیکل

denticle distribution

توزیع دنتیکل

جملات نمونه

the shark's denticles provide a rough texture to its skin.

دندانه‌های کوسه باعث ایجاد بافت خشن روی پوست آن می‌شوند.

denticles help reduce drag while swimming.

دندانه‌ها به کاهش کشیدگی در حین شنا کردن کمک می‌کنند.

some species of fish have denticles on their scales.

برخی از گونه‌های ماهی دارای دندانه‌ها روی فلس‌های خود هستند.

the denticle structure is essential for the fish's hydrodynamics.

ساختار دندانه برای هیدرودینامیک ماهی ضروری است.

researchers study denticles to understand fish evolution.

محققان دندانه‌ها را برای درک تکامل ماهی مطالعه می‌کنند.

shark skin is covered in tiny denticles.

پوست کوسه با دندانه‌های کوچک پوشیده شده است.

the denticle pattern varies among different shark species.

الگوی دندانه در گونه‌های مختلف کوسه متفاوت است.

denticles can be used to identify species of fish.

می‌توان از دندانه‌ها برای شناسایی گونه‌های ماهی استفاده کرد.

some scientists believe denticles play a role in communication.

برخی از دانشمندان معتقدند که دندانه‌ها در برقراری ارتباط نقش دارند.

examining denticles can reveal information about a fish's habitat.

بررسی دندانه‌ها می‌تواند اطلاعاتی در مورد زیستگاه ماهی آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید