dentines

[ایالات متحده]/'denti:n/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده سخت و سفیدی که تاج دندان را پوشش می‌دهد، عاج

عبارات و ترکیب‌ها

dentine layer

لایه دنتین

dentine sensitivity

حساسیت دنتین

dentine tubules

لوله‌های دنتین

جملات نمونه

The diameter of dentinal tubule was not uniform due to peritubular dentine was demineralize.

قطر لوله دندینی به دلیل غیر یکنواخت بودن دنتین پری‌لوله‌ای که دمینرالیزه شده است، یکنواخت نبود.

dentine A hard mesodermal material in teeth and some scales (cosmoid, ganoid and placoid scales) produced by odontobasts.

دنتین: یک ماده مزودرمی سخت در دندان‌ها و برخی از فلس‌ها (فلس‌های کوزموئید، گانوئید و پلاکوئید) که توسط آدانتبلاست تولید می‌شود.

enamel A shiny hard material covering the dentine of teeth and the surface of some scales (cosmoid and placoid scales).

مینا: یک ماده سخت و براق که دنتین دندان‌ها و سطح برخی از فلس‌ها (فلس‌های کوزموئید و پلاکوئید) را پوشانده است.

Sugar solutions on the surface of exposed dentine cause water to be drawn out of the dentinal tubules causing which distorts the odontoblast causing pain.

محلول‌های شکر بر روی سطح دنتین در معرض، باعث می‌شوند آب از لوله‌های دندینی خارج شود که باعث تغییر شکل آدانتبلاست و ایجاد درد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید