denuclearized country
کشوری بدون سلاح هستهای
denuclearized zone
منطقه بدون سلاح هستهای
denuclearized peninsula
نیم جزیره بدون سلاح هستهای
denuclearized region
منطقه بدون سلاح هستهای
fully denuclearized
به طور کامل بدون سلاح هستهای
denuclearized state
کشوری بدون سلاح هستهای
denuclearized agreement
توافقنامه بدون سلاح هستهای
the peninsula remained tense even after the denuclearized zone was expanded.
نیمه جزیره حتی پس از گسترش منطقه بدون سلاح هستهای، همچنان پرتنش بود.
they demanded a fully denuclearized state as a condition for lifting sanctions.
آنها خواستار یک کشور کاملاً بدون سلاح هستهای به عنوان شرط رفع تحریمها بودند.
international monitors verified that the site was denuclearized and sealed.
بازرسان بینالمللی تأیید کردند که این سایت بدون سلاح هستهای شده و مهر و موم شده است.
the treaty called for a denuclearized corridor to reduce the risk of escalation.
این پیمان خواستار یک کریدور بدون سلاح هستهای برای کاهش خطر تشدید تنش بود.
negotiators proposed a denuclearized buffer zone along the disputed border.
سر مذاکرهکنندگان یک منطقه حائل بدون سلاح هستهای در امتداد مرز مورد مناقشه پیشنهاد کردند.
the summit statement promised a denuclearized future, but timelines were unclear.
بیانیه اجلاس، آیندهای بدون سلاح هستهای را قول داد، اما جدول زمانی مشخص نبود.
security experts debated whether a denuclearized region would be stable without guarantees.
متخصصان امنیت بحث کردند که آیا یک منطقه بدون سلاح هستهای بدون ضمانتها پایدار خواهد بود یا خیر.
the inspectors reported that key facilities had been denuclearized under strict protocols.
بازرسان گزارش دادند که تاسیسات کلیدی تحت پروتکلهای سختگیرانه بدون سلاح هستهای شدهاند.
he advocated a denuclearized middle east as a long-term diplomatic goal.
وی یک خاورمیانه بدون سلاح هستهای را به عنوان یک هدف دیپلماتیک بلندمدت تبلیغ میکرد.
talks stalled when both sides disagreed on what denuclearized actually meant.
مذاکرات زمانی متوقف شد که هر دو طرف در مورد معنای واقعی بدون سلاح هستهای اختلاف نظر داشتند.
they envisioned a denuclearized homeland protected by conventional deterrence.
آنها یک سرزمین مادری بدون سلاح هستهای که توسط بازدارندگی متعارف محافظت میشود را تصور میکردند.
the alliance pledged support for a denuclearized settlement backed by inspections.
ائتلاف از یک توافق بدون سلاح هستهای که توسط بازرسیها پشتیبانی میشود، حمایت کرد.
denuclearized country
کشوری بدون سلاح هستهای
denuclearized zone
منطقه بدون سلاح هستهای
denuclearized peninsula
نیم جزیره بدون سلاح هستهای
denuclearized region
منطقه بدون سلاح هستهای
fully denuclearized
به طور کامل بدون سلاح هستهای
denuclearized state
کشوری بدون سلاح هستهای
denuclearized agreement
توافقنامه بدون سلاح هستهای
the peninsula remained tense even after the denuclearized zone was expanded.
نیمه جزیره حتی پس از گسترش منطقه بدون سلاح هستهای، همچنان پرتنش بود.
they demanded a fully denuclearized state as a condition for lifting sanctions.
آنها خواستار یک کشور کاملاً بدون سلاح هستهای به عنوان شرط رفع تحریمها بودند.
international monitors verified that the site was denuclearized and sealed.
بازرسان بینالمللی تأیید کردند که این سایت بدون سلاح هستهای شده و مهر و موم شده است.
the treaty called for a denuclearized corridor to reduce the risk of escalation.
این پیمان خواستار یک کریدور بدون سلاح هستهای برای کاهش خطر تشدید تنش بود.
negotiators proposed a denuclearized buffer zone along the disputed border.
سر مذاکرهکنندگان یک منطقه حائل بدون سلاح هستهای در امتداد مرز مورد مناقشه پیشنهاد کردند.
the summit statement promised a denuclearized future, but timelines were unclear.
بیانیه اجلاس، آیندهای بدون سلاح هستهای را قول داد، اما جدول زمانی مشخص نبود.
security experts debated whether a denuclearized region would be stable without guarantees.
متخصصان امنیت بحث کردند که آیا یک منطقه بدون سلاح هستهای بدون ضمانتها پایدار خواهد بود یا خیر.
the inspectors reported that key facilities had been denuclearized under strict protocols.
بازرسان گزارش دادند که تاسیسات کلیدی تحت پروتکلهای سختگیرانه بدون سلاح هستهای شدهاند.
he advocated a denuclearized middle east as a long-term diplomatic goal.
وی یک خاورمیانه بدون سلاح هستهای را به عنوان یک هدف دیپلماتیک بلندمدت تبلیغ میکرد.
talks stalled when both sides disagreed on what denuclearized actually meant.
مذاکرات زمانی متوقف شد که هر دو طرف در مورد معنای واقعی بدون سلاح هستهای اختلاف نظر داشتند.
they envisioned a denuclearized homeland protected by conventional deterrence.
آنها یک سرزمین مادری بدون سلاح هستهای که توسط بازدارندگی متعارف محافظت میشود را تصور میکردند.
the alliance pledged support for a denuclearized settlement backed by inspections.
ائتلاف از یک توافق بدون سلاح هستهای که توسط بازرسیها پشتیبانی میشود، حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید