dependabilities

[ایالات متحده]/dɪˌpɛndəˈbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/dɪˌpɛndəˈbɪlɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت قابل اعتماد بودن یا قابل اتکاء بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high dependabilities

وابستگی‌های بالا

system dependabilities

وابستگی‌های سیستمی

service dependabilities

وابستگی‌های خدماتی

product dependabilities

وابستگی‌های محصول

operational dependabilities

وابستگی‌های عملیاتی

technical dependabilities

وابستگی‌های فنی

overall dependabilities

وابستگی‌های کلی

key dependabilities

وابستگی‌های کلیدی

productivity dependabilities

وابستگی‌های بهره‌وری

customer dependabilities

وابستگی‌های مشتری

جملات نمونه

our team's dependabilities are crucial for project success.

وابستگی‌های تیم ما برای موفقیت پروژه بسیار مهم هستند.

dependabilities in a relationship build trust over time.

وابستگی در یک رابطه، اعتماد را در طول زمان ایجاد می‌کند.

we need to assess the dependabilities of our suppliers.

ما باید وابستگی‌های تامین‌کنندگان خود را ارزیابی کنیم.

dependabilities can vary greatly between different brands.

وابستگی‌ها می‌توانند بین برندهای مختلف بسیار متفاوت باشند.

his dependabilities make him a valuable team member.

وابستگی‌های او باعث می‌شود عضوی ارزشمند از تیم باشد.

dependabilities in technology can affect user satisfaction.

وابستگی در فناوری می‌تواند بر رضایت کاربر تأثیر بگذارد.

we must improve our dependabilities to retain customers.

ما باید وابستگی‌های خود را بهبود بخشیم تا مشتریان را حفظ کنیم.

dependabilities are often tested in challenging situations.

وابستگی‌ها اغلب در شرایط چالش‌برانگیز مورد آزمایش قرار می‌گیرند.

clear communication enhances the dependabilities of a team.

ارتباطات واضح، وابستگی‌های یک تیم را افزایش می‌دهد.

dependabilities in service can lead to repeat business.

وابستگی در خدمات می‌تواند منجر به کسب و کار تکراری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید