trusts

[ایالات متحده]/trʌsts/
[بریتانیا]/trʌsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتماد به کسی یا چیزی؛ ترتیبی که در آن شخص یا سازمانی اموال را به نفع دیگری نگه می‌دارد؛ مسئولیت مدیریت چیزی؛ سازمانی که وجوه را به نمایندگی از ذینفعان مدیریت می‌کند
v. به قابلیت اطمینان یا حقیقت چیزی باور داشتن؛ به عنوان قابل اعتماد در نظر گرفتن؛ داشتن انتظاری از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

family trusts

اعتماد خانواده

living trusts

اعتماد زندگی

charitable trusts

اعتماد خیریه

revocable trusts

اعتماد قابل فسخ

irrevocable trusts

اعتماد غیرقابل فسخ

special needs trusts

اعتماد نیازهای ویژه

testamentary trusts

اعتماد وصیت‌نامه‌ای

blind trusts

اعتماد کور

asset protection trusts

اعتماد محافظت از دارایی

trusts management

مدیریت تراست‌ها

جملات نمونه

she trusts her instincts when making decisions.

او در هنگام تصمیم‌گیری به غرایض خود اعتماد می‌کند.

he trusts his team to complete the project on time.

او به تیمش اعتماد دارد تا پروژه را به موقع به پایان برساند.

the company trusts its employees to work independently.

شرکت به کارمندان خود اعتماد دارد که به طور مستقل کار کنند.

they trust each other with their secrets.

آنها رازهای خود را با یکدیگر در میان می‌گذارند و به یکدیگر اعتماد دارند.

she trusts her doctor’s advice completely.

او به طور کامل به توصیه پزشک خود اعتماد دارد.

trusts are essential for building strong relationships.

اعتماد برای ایجاد روابط قوی ضروری است.

he trusts that everything will work out in the end.

او معتقد است که در نهایت همه چیز درست خواهد شد.

she trusts her gut feeling about the situation.

او به احساسات درونی خود در مورد این وضعیت اعتماد دارد.

they trust the process and remain patient.

آنها به روند اعتماد دارند و صبور می‌مانند.

he trusts his friends to always support him.

او به دوستانش اعتماد دارد که همیشه از او حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید