family trusts
اعتماد خانواده
living trusts
اعتماد زندگی
charitable trusts
اعتماد خیریه
revocable trusts
اعتماد قابل فسخ
irrevocable trusts
اعتماد غیرقابل فسخ
special needs trusts
اعتماد نیازهای ویژه
testamentary trusts
اعتماد وصیتنامهای
blind trusts
اعتماد کور
asset protection trusts
اعتماد محافظت از دارایی
trusts management
مدیریت تراستها
she trusts her instincts when making decisions.
او در هنگام تصمیمگیری به غرایض خود اعتماد میکند.
he trusts his team to complete the project on time.
او به تیمش اعتماد دارد تا پروژه را به موقع به پایان برساند.
the company trusts its employees to work independently.
شرکت به کارمندان خود اعتماد دارد که به طور مستقل کار کنند.
they trust each other with their secrets.
آنها رازهای خود را با یکدیگر در میان میگذارند و به یکدیگر اعتماد دارند.
she trusts her doctor’s advice completely.
او به طور کامل به توصیه پزشک خود اعتماد دارد.
trusts are essential for building strong relationships.
اعتماد برای ایجاد روابط قوی ضروری است.
he trusts that everything will work out in the end.
او معتقد است که در نهایت همه چیز درست خواهد شد.
she trusts her gut feeling about the situation.
او به احساسات درونی خود در مورد این وضعیت اعتماد دارد.
they trust the process and remain patient.
آنها به روند اعتماد دارند و صبور میمانند.
he trusts his friends to always support him.
او به دوستانش اعتماد دارد که همیشه از او حمایت کنند.
family trusts
اعتماد خانواده
living trusts
اعتماد زندگی
charitable trusts
اعتماد خیریه
revocable trusts
اعتماد قابل فسخ
irrevocable trusts
اعتماد غیرقابل فسخ
special needs trusts
اعتماد نیازهای ویژه
testamentary trusts
اعتماد وصیتنامهای
blind trusts
اعتماد کور
asset protection trusts
اعتماد محافظت از دارایی
trusts management
مدیریت تراستها
she trusts her instincts when making decisions.
او در هنگام تصمیمگیری به غرایض خود اعتماد میکند.
he trusts his team to complete the project on time.
او به تیمش اعتماد دارد تا پروژه را به موقع به پایان برساند.
the company trusts its employees to work independently.
شرکت به کارمندان خود اعتماد دارد که به طور مستقل کار کنند.
they trust each other with their secrets.
آنها رازهای خود را با یکدیگر در میان میگذارند و به یکدیگر اعتماد دارند.
she trusts her doctor’s advice completely.
او به طور کامل به توصیه پزشک خود اعتماد دارد.
trusts are essential for building strong relationships.
اعتماد برای ایجاد روابط قوی ضروری است.
he trusts that everything will work out in the end.
او معتقد است که در نهایت همه چیز درست خواهد شد.
she trusts her gut feeling about the situation.
او به احساسات درونی خود در مورد این وضعیت اعتماد دارد.
they trust the process and remain patient.
آنها به روند اعتماد دارند و صبور میمانند.
he trusts his friends to always support him.
او به دوستانش اعتماد دارد که همیشه از او حمایت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید