deportable alien
مسافر غیر قابل انتقال
deportable status
وضعیت غیر قابل انتقال
deportable individual
فرد غیر قابل انتقال
deportable criminal
مجرّم غیر قابل انتقال
deportable immigrant
مهاجر غیر قابل انتقال
deportable case
پرونده غیر قابل انتقال
deportable person
شخص غیر قابل انتقال
deportable family
خانواده غیر قابل انتقال
deportable grounds
دلایل غیر قابل انتقال
deportable offenses
جرایم غیر قابل انتقال
many immigrants fear being deportable.
بسیاری از مهاجران از احتمال اخراج میترسند.
he was classified as deportable due to his criminal record.
او به دلیل سابقه کیفریاش به عنوان قابل اخراج شناخته شد.
deportable individuals often seek asylum.
افراد قابل اخراج اغلب به دنبال پناهندگی هستند.
the new law makes more people deportable.
قانون جدید باعث میشود افراد بیشتری قابل اخراج باشند.
she was informed that her visa status made her deportable.
به او اطلاع داده شد که وضعیت ویزایش او را قابل اخراج میکند.
legal advice is crucial for deportable immigrants.
مشاوره حقوقی برای مهاجران قابل اخراج بسیار مهم است.
some people are unaware they are deportable.
برخی از افراد نمیدانند که قابل اخراج هستند.
deportable status can lead to detention.
وضعیت قابل اخراج میتواند منجر به بازداشت شود.
activists are fighting against deportable policies.
فعالین با سیاستهای اخراجکننده مبارزه میکنند.
understanding deportable criteria is important.
درک معیارهای قابل اخراج مهم است.
deportable alien
مسافر غیر قابل انتقال
deportable status
وضعیت غیر قابل انتقال
deportable individual
فرد غیر قابل انتقال
deportable criminal
مجرّم غیر قابل انتقال
deportable immigrant
مهاجر غیر قابل انتقال
deportable case
پرونده غیر قابل انتقال
deportable person
شخص غیر قابل انتقال
deportable family
خانواده غیر قابل انتقال
deportable grounds
دلایل غیر قابل انتقال
deportable offenses
جرایم غیر قابل انتقال
many immigrants fear being deportable.
بسیاری از مهاجران از احتمال اخراج میترسند.
he was classified as deportable due to his criminal record.
او به دلیل سابقه کیفریاش به عنوان قابل اخراج شناخته شد.
deportable individuals often seek asylum.
افراد قابل اخراج اغلب به دنبال پناهندگی هستند.
the new law makes more people deportable.
قانون جدید باعث میشود افراد بیشتری قابل اخراج باشند.
she was informed that her visa status made her deportable.
به او اطلاع داده شد که وضعیت ویزایش او را قابل اخراج میکند.
legal advice is crucial for deportable immigrants.
مشاوره حقوقی برای مهاجران قابل اخراج بسیار مهم است.
some people are unaware they are deportable.
برخی از افراد نمیدانند که قابل اخراج هستند.
deportable status can lead to detention.
وضعیت قابل اخراج میتواند منجر به بازداشت شود.
activists are fighting against deportable policies.
فعالین با سیاستهای اخراجکننده مبارزه میکنند.
understanding deportable criteria is important.
درک معیارهای قابل اخراج مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید