deportable

[ایالات متحده]/dɪˈpɔːtəbl/
[بریتانیا]/dɪˈpɔrtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به اخراج از یک کشور

عبارات و ترکیب‌ها

deportable alien

مسافر غیر قابل انتقال

deportable status

وضعیت غیر قابل انتقال

deportable individual

فرد غیر قابل انتقال

deportable criminal

مجرّم غیر قابل انتقال

deportable immigrant

مهاجر غیر قابل انتقال

deportable case

پرونده غیر قابل انتقال

deportable person

شخص غیر قابل انتقال

deportable family

خانواده غیر قابل انتقال

deportable grounds

دلایل غیر قابل انتقال

deportable offenses

جرایم غیر قابل انتقال

جملات نمونه

many immigrants fear being deportable.

بسیاری از مهاجران از احتمال اخراج می‌ترسند.

he was classified as deportable due to his criminal record.

او به دلیل سابقه کیفری‌اش به عنوان قابل اخراج شناخته شد.

deportable individuals often seek asylum.

افراد قابل اخراج اغلب به دنبال پناهندگی هستند.

the new law makes more people deportable.

قانون جدید باعث می‌شود افراد بیشتری قابل اخراج باشند.

she was informed that her visa status made her deportable.

به او اطلاع داده شد که وضعیت ویزایش او را قابل اخراج می‌کند.

legal advice is crucial for deportable immigrants.

مشاوره حقوقی برای مهاجران قابل اخراج بسیار مهم است.

some people are unaware they are deportable.

برخی از افراد نمی‌دانند که قابل اخراج هستند.

deportable status can lead to detention.

وضعیت قابل اخراج می‌تواند منجر به بازداشت شود.

activists are fighting against deportable policies.

فعالین با سیاست‌های اخراج‌کننده مبارزه می‌کنند.

understanding deportable criteria is important.

درک معیارهای قابل اخراج مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید