deproteinizations

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈprɒtɪɪnɪˌzeɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈproʊtɪnɪˌzeɪʃənz]/

ترجمه

n. فرایند حذف پروتئین‌ها؛ کار یا فرایند دوپروتئین کردن.

جملات نمونه

the initial deproteinizations were crucial for downstream analysis.

پروتئین‌زدایی اولیه برای تحلیل‌های پس از آن حیاتی بود.

careful deproteinizations are necessary to avoid sample contamination.

پروتئین‌زدایی با دقت برای جلوگیری از آلودگی نمونه ضروری است.

we optimized the deproteinizations to improve peptide recovery.

ما پروتئین‌زدایی را بهینه‌سازی کردیم تا بازیابی پپتیدها افزایش یابد.

complete deproteinizations ensure accurate quantification of carbohydrates.

پروتئین‌زدایی کامل به کمیت‌سنجی دقیق کربوهیدرات‌ها اطمینان می‌دهد.

the success of the experiment depended on efficient deproteinizations.

موفقیت آزمایش به پروتئین‌زدایی کارآمد بستگی داشت.

we performed multiple deproteinizations to remove all protein contaminants.

ما چندین بار پروتئین‌زدایی انجام دادیم تا تمام آلاینده‌های پروتئینی حذف شوند.

the deproteinizations were followed by filtration and concentration steps.

پروتئین‌زدایی با مراحل فیلتراسیون و غلظت‌دهی پس از آن انجام شد.

automated deproteinizations increased throughput in the lab.

پروتئین‌زدایی خودکار به افزایش ظرفیت پردازشی در آزمایشگاه منجر شد.

the choice of deproteinizations method impacts the final product purity.

انتخاب روش پروتئین‌زدایی بر پاکی پروانه نهایی تأثیر می‌گذارد.

quality control checks included verifying the effectiveness of deproteinizations.

بررسی‌های کنترل کیفی شامل تأیید کارایی پروتئین‌زدایی بود.

we compared different deproteinizations protocols for optimal results.

ما پروتکل‌های مختلف پروتئین‌زدایی را برای بهترین نتایج مقایسه کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید