dermatitis

[ایالات متحده]/ˌdɜːmə'taɪtɪs/
[بریتانیا]/ˌdɝmə'taɪtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب پوست که باعث قرمزی، ورم، خارش و پوسته پوسته شدن می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

contact dermatitis

درماتیت تماسی

atopic dermatitis

درماتیت آتوپیک

seborrheic dermatitis

درماتیت سبورئیک

allergic contact dermatitis

درماتیت تماسی آلرژیک

allergic dermatitis

درماتیت آلرژیک

diaper dermatitis

درماتیت پوشک

جملات نمونه

Applied to allergic dermatitis, contact dermatitis, seborrhoeic dermatitis, eczema, and etc.

مصرف برای درماتیت آلرژیک، درماتیت تماسی، درماتیت سبورئیک، اگزما و غیره.

Acne rosacea, Angioedema, Nickel dermatitis, Dermographism.....

آکنه روزاسه، آنژیوادم، درماتیت نیکل، درماتوگرافی.....

Objective: To characterize the clinical features and the treatment of photosensitivity dermatitis induced by thiazine diuretics.

هدف: بررسی ویژگی‌های بالینی و درمان درماتیت ناشی از حساسیت به نور القا شده توسط دیورتیک‌های تییازیدی.

Conclusion: MEBO is efficacious in treating contacting dermatitis caused by 2, 4-D-butylate.

نتیجه‌گیری: MEBO در درمان درماتیت تماسی ناشی از 2، 4-دی-بوتیلات مؤثر است.

Dermatitis herpetiformis (Duhring's disease) presents with intense pruritus and a vesicular eruption.It is associated with a usually asymptomatic gluten-sensitive enteropathy.

درماتیت هرپتیفرمیس (بیماری دورینگ) با خارش شدید و فوران تاول همراه است. این بیماری معمولاً با آنتروپاتی حساس به گلوتن بدون علامت همراه است.

Phthalein acid anhydride Photophobic pharmaceutical and has special protective action on the ultraviolet ray. It can cure sunlight dermatitis, eczema, etc.

داروی آنتی‌فتوفوبیک مشتق از اسید فتالیک و دارای خاصیت محافظتی ویژه در برابر اشعه ماوراء بنفش است. می‌تواند درماتیت ناشی از نور خورشید، اگزما و غیره را درمان کند.

For secondary syphilis, macular syphilide and maculopapular syphilide were easily misdiagnosed as dermatitis or pityriasis rosea;

در مورد آب‌تاقی ثانویه، سیفیلید ماکولار و سیفیلید ماکولوپاپولار، به راحتی به اشتباه به عنوان درماتیت یا پسوریازیس رزآ تشخیص داده می‌شدند؛

He was hospitalised 5 days later and examination showed facial oedema, erythroderma with exfoliative dermatitis and diffuse lymph node enlargement.

پنج روز بعد بستری شد و معاینه نشان داد که ادم صورت، ارترودرم با درماتیت لایه برداری کننده و بزرگ شدن منتشر غدد لنفاوی وجود دارد.

نمونه‌های واقعی

Not used to wearing a ring, dermatitis sets in.

به استفاده از حلقه عادت نداشت، درماتیت شروع شد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

But he was scratching them raw because of contact dermatitis.

اما او به دلیل درماتیت تماسی، آنها را به شدت می‌خاراند.

منبع: English little tyrant

My sympathies. I'm no stranger to the crimson scourge that is dermatitis.

متاسفم. من غول قرمز درماتیت را نمی‌شناسم.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

Really? Leonard? There are no heroes when it comes to dermatitis. Fine. With.

واقعاً؟ لئونارد؟ در مورد درماتیت قهرمان وجود ندارد. خوب. با.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

I don't mind telling you now, I have atopic dermatitis.

من مشکلی ندارم که الان به شما بگویم، من درماتیت آتوپیک دارم.

منبع: Sway

This is contact dermatitis. You're allergic to dish soap.

این درماتیت تماسی است. شما به صابون ظرفشویی آلرژی دارید.

منبع: HSDR1

How do you solve a problem like dermatitis?

چگونه مشکلی مانند درماتیت را حل کنید؟

منبع: HSDR1

The diagnosis was contact dermatitis. What does that mean? That there was some kind of agent, a chemical substance that caused this reaction.

تشخیص درماتیت تماسی بود. یعنی چه؟ این بدان معناست که نوعی عامل، یک ماده شیمیایی وجود داشت که باعث این واکنش شد.

منبع: PBS English News

Finally, individuals with burn injuries or with atopic dermatitis can have really serious herpes infections in those areas, the latter even has a specific name—eczema herpeticum.

در نهایت، افراد مبتلا به سوختگی یا مبتلا به درماتیت آتوپیک می‌توانند در آن نواحی دچار عفونت‌های تبخالی جدی شوند، مورد آخر حتی نام خاصی دارد - اگزما هربتیکوم.

منبع: Osmosis - Microorganisms

Th2 cells, are an immune cell subtype, which are known to be involved in asthma, as well as atopic dermatitis, and allergic rhinitis, making up what's called the atopic triad.

سلول‌های Th2، زیر نوعی از سلول‌های ایمنی هستند که مشخص است در آسم، و همچنین درماتیت آتوپیک و رینیت آلرژیک نقش دارند و آن چیزی را که تریاد آتوپیک نامیده می‌شود، تشکیل می‌دهند.

منبع: Osmosis - Respiration

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید