desalinations

[ایالات متحده]/ˌdiːsælɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdiːsælɪˈneɪʃənz/

ترجمه

n. فرآیند حذف نمک از آب دریا

عبارات و ترکیب‌ها

desalinations process

فرآیند شیرین‌سازی

desalinations plant

کارخانه شیرین‌سازی

desalinations technology

فناوری شیرین‌سازی

desalinations methods

روش‌های شیرین‌سازی

desalinations solutions

راهکارهای شیرین‌سازی

desalinations systems

سیستم‌های شیرین‌سازی

desalinations facilities

امکانات شیرین‌سازی

desalinations costs

هزینه‌های شیرین‌سازی

desalinations efficiency

بازدهی شیرین‌سازی

desalinations impact

تاثیر شیرین‌سازی

جملات نمونه

desalinations are essential for providing fresh water in arid regions.

نمک‌زدایی برای تامین آب شیرین در مناطق خشک ضروری است.

the process of desalinations can be energy-intensive.

فرآیند نمک‌زدایی می‌تواند انرژی‌بر باشد.

many countries invest in desalinations to combat water scarcity.

بسیاری از کشورها برای مقابله با کمبود آب در نمک‌زدایی سرمایه‌گذاری می‌کنند.

innovations in desalinations technology are improving efficiency.

نوآوری‌ها در فناوری نمک‌زدایی، کارایی را بهبود می‌بخشند.

desalinations can help sustain agriculture in dry climates.

نمک‌زدایی می‌تواند به حفظ کشاورزی در آب و هوای خشک کمک کند.

coastal cities often rely on desalinations for their water supply.

شهرهای ساحلی اغلب برای تامین آب خود به نمک‌زدایی متکی هستند.

the cost of desalinations has decreased over the years.

هزینه نمک‌زدایی در طول سال‌ها کاهش یافته است.

environmental impacts of desalinations must be carefully managed.

اثرات زیست‌محیطی نمک‌زدایی باید به دقت مدیریت شوند.

desalinations are a viable solution for many island nations.

نمک‌زدایی یک راه حل مناسب برای بسیاری از کشورهای جزیره‌ای است.

governments are exploring new methods for desalinations.

دولت‌ها در حال بررسی روش‌های جدید برای نمک‌زدایی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید