desideratum

[ایالات متحده]/dɛzɪdəˈrɑːtəm/
[بریتانیا]/dɪˌzɪdəˈrɑːtəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که خواسته شده یا آرزو شده است؛ یک شیء از خواسته
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ultimate desideratum

آخرین خواسته

primary desideratum

اولیه خواسته

key desideratum

کلیدی خواسته

essential desideratum

ضروری خواسته

desired desideratum

خواسته شده خواسته

common desideratum

مشترک خواسته

shared desideratum

به اشتراک گذاشته شده خواسته

fundamental desideratum

اساسی خواسته

critical desideratum

حیاتی خواسته

social desideratum

اجتماعی خواسته

جملات نمونه

achieving sustainability is a key desideratum for our organization.

رسیدن به پایداری یک ضرورت کلیدی برای سازمان ما است.

the desideratum of every student is to excel in their studies.

هدف هر دانش آموزی برتری در تحصیلات خود است.

in design, user experience is often the primary desideratum.

در طراحی، تجربه کاربر اغلب یک ضرورت اولیه است.

for many, financial security is a lifelong desideratum.

برای بسیاری، امنیت مالی یک ضرورت مادام العمر است.

innovation remains a central desideratum in technology development.

نوآوری همچنان یک ضرورت اساسی در توسعه فناوری است.

the desideratum of harmony in society is essential for progress.

رسیدن به هماهنگی در جامعه برای پیشرفت ضروری است.

finding a work-life balance is a common desideratum among professionals.

یافتن تعادل بین کار و زندگی یک هدف مشترک در بین متخصصان است.

in the arts, the pursuit of beauty is often seen as a desideratum.

در هنرها، جستجوی زیبایی اغلب به عنوان یک ضرورت تلقی می شود.

the desideratum of effective communication cannot be overstated.

اهمیت ارتباط موثر را نمی توان دست کم گرفت.

for researchers, the quest for knowledge is a fundamental desideratum.

برای محققان، جستجوی دانش یک ضرورت اساسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید