despicabilities

[ایالات متحده]/dɪ'spɪkəˌbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/dɪ'spɪkəˌbɪlɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت حقارت

عبارات و ترکیب‌ها

despicabilities revealed

افشای پست‌کاری‌ها

despicabilities exposed

بر ملا شدن پست‌کاری‌ها

despicabilities acknowledged

تصدیق پست‌کاری‌ها

despicabilities discussed

بحث درباره پست‌کاری‌ها

despicabilities condemned

محکومیت پست‌کاری‌ها

despicabilities identified

شناسایی پست‌کاری‌ها

despicabilities minimized

کاهش پست‌کاری‌ها

despicabilities highlighted

تاکید بر پست‌کاری‌ها

despicabilities challenged

چالش پست‌کاری‌ها

despicabilities confronted

مقابله با پست‌کاری‌ها

جملات نمونه

his despicabilities were exposed during the trial.

اظهارات ناپسند او در طول محاکمه آشکار شد.

she couldn't believe the despicabilities of some people.

او نمی‌توانست باور کند که برخی از مردم چه رفتارهای ناپسندی داشتند.

we must address the despicabilities in our society.

ما باید به رفتارهای ناپسند در جامعه خود رسیدگی کنیم.

his despicabilities overshadowed his achievements.

رفتارهای ناپسند او بر دستاورد هایش غلبه کرد.

they were shocked by the despicabilities revealed in the report.

آنها از رفتارهای ناپسندی که در گزارش فاش شد شوکه شدند.

her despicabilities made it hard for her to make friends.

رفتارهای ناپسند او باعث شد دوست پیدا کردن برایش سخت باشد.

people often overlook the despicabilities of their leaders.

مردم اغلب رفتارهای ناپسند رهبران خود را نادیده می‌گیرند.

his despicabilities were a topic of discussion among colleagues.

رفتارهای ناپسند او موضوع بحث بین همکاران بود.

we cannot tolerate such despicabilities in our community.

ما نمی‌توانیم چنین رفتارهای ناپسندی را در جامعه خود تحمل کنیم.

her despicabilities were finally recognized by everyone.

رفتارهای ناپسند او سرانجام توسط همه به رسمیت شناخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید