despicability

[ایالات متحده]/dɪˌspɪkəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/dɪˌspɪkəˈbɪlɪti/

ترجمه

n. ویژگی حقارت؛ حقارت

عبارات و ترکیب‌ها

despicability revealed

افشای پست‌کاری

despicability exposed

بر ملا شدن پست‌کاری

despicability defined

تعریف پست‌کاری

despicability acknowledged

تصدیق پست‌کاری

despicability criticized

انتقاد از پست‌کاری

despicability discussed

بحث درباره پست‌کاری

despicability condemned

محکومیت پست‌کاری

despicability demonstrated

نشان دادن پست‌کاری

despicability challenged

چالش پست‌کاری

despicability highlighted

تاکید بر پست‌کاری

جملات نمونه

his despicability knows no bounds.

رفتارش بی‌حد و مرز بود.

she was shocked by the despicability of his actions.

او از زشتی رفتارهای او شوکه شده بود.

despicability is often met with disdain.

زشت‌کاری معمولاً با نفرت مواجه می‌شود.

they exposed the despicability of the corrupt officials.

آنها زشتی مقامات فاسد را آشکار کردند.

his despicability was evident in his lies.

زشت‌کاری او در دروغ‌هایش آشکار بود.

people often overlook the despicability of such behavior.

افراد اغلب زشتی چنین رفتاری را نادیده می‌گیرند.

her despicability was revealed during the investigation.

زشت‌کاری او در طول تحقیقات آشکار شد.

despicability can lead to a loss of trust.

زشت‌کاری می‌تواند منجر به از دست دادن اعتماد شود.

they condemned the despicability of the crime.

آنها زشتی جنایت را محکوم کردند.

his despicability was a turning point in their relationship.

زشت‌کاری او نقطه‌عطف در رابطه آنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید