destock

[ایالات متحده]/dɪˈstɒk/
[بریتانیا]/dɪˈstɑk/

ترجمه

v. دام را منتقل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

destock inventory

کاهش موجودی

destock products

کاهش محصولات

destock items

کاهش اقلام

destock supplies

کاهش لوازم

destock warehouse

کاهش انبار

destock assets

کاهش دارایی‌ها

destock excess

کاهش مازاد

destock fast

کاهش سریع

destock strategy

استراتژی کاهش

destock quickly

به سرعت کاهش

جملات نمونه

we need to destock our inventory before the new products arrive.

ما باید قبل از ورود محصولات جدید موجودی انبار خود را کاهش دهیم.

the company decided to destock to improve cash flow.

شرکت تصمیم گرفت تا جریان نقدی را بهبود بخشد، موجودی انبار را کاهش دهد.

to destock effectively, we offered discounts on older items.

برای کاهش موثر موجودی، تخفیف روی اقلام قدیمی ارائه کردیم.

retailers often destock at the end of the season.

خرده‌فروشان اغلب در پایان فصل موجودی انبار خود را کاهش می‌دهند.

we should plan a sale to help destock our warehouse.

ما باید یک حراج را برای کمک به کاهش موجودی انبار خود برنامه‌ریزی کنیم.

destocking can help reduce storage costs significantly.

کاهش موجودی می‌تواند به طور قابل توجهی به کاهش هزینه‌های نگهداری کمک کند.

they implemented a strategy to destock slow-moving items.

آنها یک استراتژی برای کاهش موجودی اقلام کم‌فروش اجرا کردند.

it's important to destock regularly to keep the inventory fresh.

به طور منظم کاهش موجودی برای حفظ تازگی موجودی مهم است.

we are planning a clearance event to destock our shelves.

ما در حال برنامه‌ریزی یک حراج برای کاهش موجودی قفسه‌های خود هستیم.

destocking is essential for maintaining a healthy supply chain.

کاهش موجودی برای حفظ زنجیره تامین سالم ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید