desublimates

[ایالات متحده]/diːˈsʌblɪmeɪt/
[بریتانیا]/diˈsʌblɪmeɪt/

ترجمه

vt. باعث از دست دادن مکانیزم تصعید در خواسته‌های غریزی یا انگیزه‌های اولیه شود

عبارات و ترکیب‌ها

desublimate process

فرآیند دِزوبلیمیشن

desublimate gas

گاز دِزوبلیمیشن

desublimate material

مواد دِزوبلیمیشن

desublimate phase

فاز دِزوبلیمیشن

desublimate method

روش دِزوبلیمیشن

desublimate reaction

واکنش دِزوبلیمیشن

desublimate technique

تکنیک دِزوبلیمیشن

desublimate substance

ماده دِزوبلیمیشن

desublimate phenomenon

پدیده دِزوبلیمیشن

desublimate environment

محیط دِزوبلیمیشن

جملات نمونه

scientists can desublimate certain gases to form solid crystals.

دانشمندان می‌توانند برخی از گازها را به جامد تبدیل کنند تا بلورهای جامد تشکیل دهند.

in the lab, we learned how to desublimate carbon dioxide.

در آزمایشگاه، یاد گرفتیم چگونه دی‌اکسید کربن را به جامد تبدیل کنیم.

they used a special technique to desublimate the gas.

آنها از یک تکنیک ویژه برای به جامد تبدیل کردن گاز استفاده کردند.

understanding how to desublimate is essential in chemistry.

درک نحوه به جامد تبدیل کردن برای شیمی ضروری است.

the process to desublimate requires precise temperature control.

فرآیند به جامد تبدیل کردن نیاز به کنترل دقیق دما دارد.

to desublimate effectively, the pressure must be adjusted.

برای به جامد تبدیل کردن به طور موثر، فشار باید تنظیم شود.

researchers are exploring ways to desublimate pollutants from the air.

محققان در حال بررسی روش‌هایی برای به جامد تبدیل کردن آلاینده‌ها از هوا هستند.

they demonstrated how to desublimate a compound in the experiment.

آنها نحوه به جامد تبدیل کردن یک ترکیب را در آزمایش نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید