arrestees

[ایالات متحده]/[əˈrɛstiz]/
[بریتانیا]/[əˈrɛstɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.افرادی که دستگیر شده‌اند؛ افرادی که پس از دستگیری در بازداشت نگهداری می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

arrestees awaiting trial

مظنونین منتظر محاکمه

released arrestees

مظنونین آزاد شده

arresting arrestees

دستگیری مظنونین

multiple arrestees

مظنونین متعدد

arrestees questioned

پرسش از مظنونین

recent arrestees

مظنونین اخیر

charged arrestees

مظنونین متهم

former arrestees

مظنونین سابق

identifying arrestees

شناسایی مظنونین

released arrestees returned

بازگشت مظنونین آزاد شده

جملات نمونه

police processed the arrestees and began booking them at the station.

پلیس افراد دستگیر شده را بازجویی و شروع به ثبت نام آنها در ایستگاه کردند.

the arrestees were searched thoroughly before being transported to jail.

افراد دستگیر شده قبل از انتقال به زندان به طور کامل مورد بازرسی قرار گرفتند.

many of the arrestees were charged with minor offenses like public intoxication.

بسیاری از افراد دستگیر شده به اتهام جرایم جزئی مانند مستی علنی مورد اتهام قرار گرفتند.

witnesses identified several of the arrestees in a police lineup.

شهود چندین نفر از افراد دستگیر شده را در یک صف پلیس شناسایی کردند.

legal aid was provided to the arrestees who couldn't afford an attorney.

کمک‌های قانونی به افراد دستگیر شده‌ای که نمی‌توانستند وکیل استخدام کنند، ارائه شد.

the arrestees were fingerprinted and photographed as part of the booking process.

افراد دستگیر شده به عنوان بخشی از فرآیند ثبت نام، اثر انگشت آنها گرفته شد و عکس‌برداری شد.

the court scheduled arraignments for all the arrestees the following week.

دادگاه برای همه افراد دستگیر شده هفته آینده جلسات استماع تعیین کرد.

families were notified about the arrest of their loved ones, the arrestees.

به خانواده‌ها در مورد دستگیری عزیزانشان، افراد دستگیر شده، اطلاع داده شد.

the arrestees were given access to phones to contact their families.

به افراد دستگیر شده اجازه استفاده از تلفن برای تماس با خانواده‌هایشان داده شد.

security personnel monitored the arrestees closely during transport.

پرسنل امنیتی افراد دستگیر شده را در طول حمل و نقل به دقت زیر نظر داشتند.

a large number of arrestees were involved in the protest downtown.

تعداد زیادی از افراد دستگیر شده در اعتراضات در مرکز شهر نقش داشتند.

the arrestees were temporarily held in a detention center before trial.

افراد دستگیر شده قبل از محاکمه به طور موقت در یک مرکز نگهداری بازداشت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید