detoxicated body
بدن سم زدایی شده
detoxicated diet
رژیم غذایی سم زدایی
detoxicated lifestyle
سبک زندگی سم زدایی شده
detoxicated mind
ذهن سم زدایی شده
detoxicated skin
پوست سم زدایی شده
detoxicated spirit
روح سم زدایی شده
detoxicated environment
محیط زیست سم زدایی شده
detoxicated process
فرآیند سم زدایی
detoxicated state
وضعیت سم زدایی شده
detoxicated approach
رویکرد سم زدایی شده
after a week of detoxicated living, i felt rejuvenated.
بعد از یک هفته زندگی بدون سموم، احساس تجدید قوا کردم.
many people seek detoxicated diets to improve their health.
بسیاری از افراد به دنبال رژیمهای غذایی پاککننده برای بهبود سلامتی خود هستند.
she felt detoxicated after completing the cleanse.
او بعد از اتمام پاکسازی احساس سمزدگی کرد.
detoxicated habits can lead to a more balanced lifestyle.
عادات سمزدایی میتوانند منجر به یک سبک زندگی متعادلتر شوند.
he chose a detoxicated approach to reset his body.
او یک رویکرد سمزدایی را برای بازنشانی بدن خود انتخاب کرد.
the detoxicated program was challenging but rewarding.
برنامه سمزدایی چالشبرانگیز اما جایگزینش ارزش داشت.
many wellness retreats offer detoxicated experiences.
بسیاری از مراکز بازسازی سلامت، تجربههای سمزدایی ارائه میدهند.
she felt more energetic after her detoxicated week.
او بعد از هفته سمزدایی خود احساس انرژی بیشتری کرد.
detoxicated juices are popular among health enthusiasts.
آبمیوههای سمزدایی در بین علاقهمندان به سلامتی محبوب هستند.
he believes that a detoxicated lifestyle can enhance mental clarity.
او معتقد است که یک سبک زندگی سمزدایی میتواند باعث افزایش وضوح ذهنی شود.
detoxicated body
بدن سم زدایی شده
detoxicated diet
رژیم غذایی سم زدایی
detoxicated lifestyle
سبک زندگی سم زدایی شده
detoxicated mind
ذهن سم زدایی شده
detoxicated skin
پوست سم زدایی شده
detoxicated spirit
روح سم زدایی شده
detoxicated environment
محیط زیست سم زدایی شده
detoxicated process
فرآیند سم زدایی
detoxicated state
وضعیت سم زدایی شده
detoxicated approach
رویکرد سم زدایی شده
after a week of detoxicated living, i felt rejuvenated.
بعد از یک هفته زندگی بدون سموم، احساس تجدید قوا کردم.
many people seek detoxicated diets to improve their health.
بسیاری از افراد به دنبال رژیمهای غذایی پاککننده برای بهبود سلامتی خود هستند.
she felt detoxicated after completing the cleanse.
او بعد از اتمام پاکسازی احساس سمزدگی کرد.
detoxicated habits can lead to a more balanced lifestyle.
عادات سمزدایی میتوانند منجر به یک سبک زندگی متعادلتر شوند.
he chose a detoxicated approach to reset his body.
او یک رویکرد سمزدایی را برای بازنشانی بدن خود انتخاب کرد.
the detoxicated program was challenging but rewarding.
برنامه سمزدایی چالشبرانگیز اما جایگزینش ارزش داشت.
many wellness retreats offer detoxicated experiences.
بسیاری از مراکز بازسازی سلامت، تجربههای سمزدایی ارائه میدهند.
she felt more energetic after her detoxicated week.
او بعد از هفته سمزدایی خود احساس انرژی بیشتری کرد.
detoxicated juices are popular among health enthusiasts.
آبمیوههای سمزدایی در بین علاقهمندان به سلامتی محبوب هستند.
he believes that a detoxicated lifestyle can enhance mental clarity.
او معتقد است که یک سبک زندگی سمزدایی میتواند باعث افزایش وضوح ذهنی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید