detrained

[ایالات متحده]/dɪˈtreɪnd/
[بریتانیا]/dɪˈtreɪnd/

ترجمه

vi. از قطار پیاده شدن
vt. کسی را از قطار پیاده کردن؛ از قطار تخلیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

detrained skills

مهارت‌های از دست رفته

detrained workers

کارگران از دست رفته

detrained knowledge

دانش از دست رفته

detrained employees

کارمندان از دست رفته

detrained abilities

توانایی‌های از دست رفته

detrained performance

عملکرد از دست رفته

detrained training

آموزش از دست رفته

detrained experience

تجربه از دست رفته

detrained capacity

ظرفیت از دست رفته

detrained potential

پتانسیل از دست رفته

جملات نمونه

the passengers were detrained at the next station.

مسافران در ایستگاه بعدی تخلیه شدند.

after being detrained, the travelers waited for their luggage.

پس از تخلیه، مسافران منتظر چمدان‌های خود بودند.

they were detrained due to a technical issue on the train.

آنها به دلیل یک مشکل فنی در قطار تخلیه شدند.

the train was delayed, so we were detrained early.

قطار تاخیر داشت، بنابراین زود تخلیه شدیم.

after being detrained, we explored the city.

پس از تخلیه، شهر را گشتیم.

passengers were detrained in an orderly manner.

مسافران به صورت منظم تخلیه شدند.

it was a surprise to be detrained at an unexpected stop.

تخلیه در یک ایستگاه غیرمنتظره، یک غافلگیری بود.

the crew announced that we would be detrained shortly.

خدمه اعلام کرد که به زودی تخلیه خواهیم شد.

once we were detrained, we followed the signs to the exit.

پس از تخلیه، از علائم به سمت خروجی دنبال کردیم.

they detrained swiftly to catch their connecting bus.

آنها به سرعت تخلیه شدند تا اتوبوس مترویشان را بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید