devaluating

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈvjuːlɪdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈvjuːlɪdɪŋ]/

ترجمه

v. (Economics) کاهش ارزش اسمی یک ارز در برابر ارزهای خارجی (اقتصاد).
v. کاهش ارزش (چیز)، به ویژه ارز؛ کاهش ارزش یا اهمیت.

عبارات و ترکیب‌ها

devaluating currency

devaluating the dollar

جملات نمونه

the currency is steadily devaluating against the dollar.

ارز به طور پیوسته در برابر دلار در حال کاهش ارزش است.

investors are concerned about the rapidly devaluating pound.

سرمایه‌گذاران نگران کاهش سریع ارزش پوند هستند.

the government is trying to prevent further devaluating of the yuan.

دولت در تلاش است تا از کاهش بیشتر ارزش یوان جلوگیری کند.

speculation about the currency led to its devaluating.

گمانه‌زدايي در مورد ارز منجر به کاهش ارزش آن شد.

the country's exports suffered from the devaluating peso.

صادرات کشور از کاهش ارزش پزو آسیب دید.

a devaluating currency can impact import costs significantly.

کاهش ارزش ارز می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر هزینه‌های واردات داشته باشد.

the central bank implemented measures to stop the devaluating lira.

بانک مرکزی اقداماتی را برای متوقف کردن کاهش ارزش لیر اجرا کرد.

the risk of devaluating assets is a major concern for fund managers.

ریسک کاهش ارزش دارایی‌ها یک نگرانی بزرگ برای مدیران صندوق است.

the company's stock price reflected the devaluating real.

قیمت سهام شرکت منعکس کننده کاهش ارزش رئال بود.

devaluating the currency is a controversial economic policy.

کاهش ارزش ارز یک سیاست اقتصادی بحث‌برانگیز است.

the market reacted negatively to the news of devaluating the krone.

بازار به خبر کاهش ارزش کرون به طور منفی واکنش نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید