devilled eggs
تخم مرغ با سس تند
devilled crab
خارپشت تند
devilled chicken
مرغ تند
devilled sausage
سوسیس تند
devilled fish
ماهی تند
devilled ham
هَم تند
devilled potatoes
سیب زمینی تند
devilled beef
گوشت گاو تند
devilled shrimp
میگو تند
devilled toast
نان تست تند
he devilled the shrimp for the party.
او برای مهمانی، میگوها را با طعم تند درست کرد.
she prefers her eggs devilled with spices.
او ترجیح میدهد تخم مرغهایش را با ادویه تند درست کند.
the chef devilled the chicken to enhance its flavor.
سرآشپز برای افزایش طعم، مرغ را با طعم تند درست کرد.
they served devilled ham at the buffet.
آنها در بوفه، گوشت چرب تند سرو کردند.
he likes to eat devilled crab during the summer.
او دوست دارد در تابستان، خرچنگ تند بخورد.
she made a devilled cheese sandwich for lunch.
او برای ناهار، ساندویچ پنیر تند درست کرد.
the restaurant is famous for its devilled eggs.
این رستوران به خاطر تخم مرغهای تندش معروف است.
we enjoyed devilled fish at the seaside restaurant.
ما از خوردن ماهی تند در رستوران ساحلی لذت بردیم.
he devilled the potatoes with a spicy sauce.
او سیب زمینیها را با سس تند درست کرد.
for the appetizer, she prepared devilled mushrooms.
برای پیش غذا، او قارچهای تند آماده کرد.
devilled eggs
تخم مرغ با سس تند
devilled crab
خارپشت تند
devilled chicken
مرغ تند
devilled sausage
سوسیس تند
devilled fish
ماهی تند
devilled ham
هَم تند
devilled potatoes
سیب زمینی تند
devilled beef
گوشت گاو تند
devilled shrimp
میگو تند
devilled toast
نان تست تند
he devilled the shrimp for the party.
او برای مهمانی، میگوها را با طعم تند درست کرد.
she prefers her eggs devilled with spices.
او ترجیح میدهد تخم مرغهایش را با ادویه تند درست کند.
the chef devilled the chicken to enhance its flavor.
سرآشپز برای افزایش طعم، مرغ را با طعم تند درست کرد.
they served devilled ham at the buffet.
آنها در بوفه، گوشت چرب تند سرو کردند.
he likes to eat devilled crab during the summer.
او دوست دارد در تابستان، خرچنگ تند بخورد.
she made a devilled cheese sandwich for lunch.
او برای ناهار، ساندویچ پنیر تند درست کرد.
the restaurant is famous for its devilled eggs.
این رستوران به خاطر تخم مرغهای تندش معروف است.
we enjoyed devilled fish at the seaside restaurant.
ما از خوردن ماهی تند در رستوران ساحلی لذت بردیم.
he devilled the potatoes with a spicy sauce.
او سیب زمینیها را با سس تند درست کرد.
for the appetizer, she prepared devilled mushrooms.
برای پیش غذا، او قارچهای تند آماده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید