devilled

[ایالات متحده]/dɪˈvɪld/
[بریتانیا]/dɪˈvɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پاره شده؛ بدرفتاری شده (فعل ماضی از devil)
adj. پوشیده شده با خردل؛ غوطه‌ور شده در خردل

عبارات و ترکیب‌ها

devilled eggs

تخم مرغ با سس تند

devilled crab

خارپشت تند

devilled chicken

مرغ تند

devilled sausage

سوسیس تند

devilled fish

ماهی تند

devilled ham

هَم تند

devilled potatoes

سیب زمینی تند

devilled beef

گوشت گاو تند

devilled shrimp

میگو تند

devilled toast

نان تست تند

جملات نمونه

he devilled the shrimp for the party.

او برای مهمانی، میگوها را با طعم تند درست کرد.

she prefers her eggs devilled with spices.

او ترجیح می‌دهد تخم مرغ‌هایش را با ادویه تند درست کند.

the chef devilled the chicken to enhance its flavor.

سرآشپز برای افزایش طعم، مرغ را با طعم تند درست کرد.

they served devilled ham at the buffet.

آنها در بوفه، گوشت چرب تند سرو کردند.

he likes to eat devilled crab during the summer.

او دوست دارد در تابستان، خرچنگ تند بخورد.

she made a devilled cheese sandwich for lunch.

او برای ناهار، ساندویچ پنیر تند درست کرد.

the restaurant is famous for its devilled eggs.

این رستوران به خاطر تخم مرغ‌های تندش معروف است.

we enjoyed devilled fish at the seaside restaurant.

ما از خوردن ماهی تند در رستوران ساحلی لذت بردیم.

he devilled the potatoes with a spicy sauce.

او سیب زمینی‌ها را با سس تند درست کرد.

for the appetizer, she prepared devilled mushrooms.

برای پیش غذا، او قارچ‌های تند آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید