devises

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اختراع یا برنامه‌ریزی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

devises a plan

طرحی می‌اندیشد

devises new strategies

استراتژی‌های جدیدی می‌اندیشد

devises innovative solutions

راه حل‌های نوآورانه‌ای می‌اندیشد

devises effective methods

روش‌های موثری می‌اندیشد

devises a system

یک سیستم طراحی می‌کند

devises a scheme

یک طرح طراحی می‌کند

devises a strategy

یک استراتژی طراحی می‌کند

devises a solution

یک راه حل طراحی می‌کند

devises a concept

یک مفهوم طراحی می‌کند

devises a program

یک برنامه طراحی می‌کند

جملات نمونه

she devises innovative solutions to complex problems.

او راه حل‌های نوآورانه برای مسائل پیچیده طراحی می‌کند.

the engineer devises a new plan for the project.

مهندس یک طرح جدید برای پروژه طراحی می‌کند.

he devises strategies to improve team performance.

او استراتژی‌هایی برای بهبود عملکرد تیم طراحی می‌کند.

the teacher devises engaging activities for her students.

معلم فعالیت‌های جذاب برای دانش‌آموزان خود طراحی می‌کند.

they often devise new marketing techniques.

آنها اغلب تکنیک‌های بازاریابی جدید طراحی می‌کنند.

she devises a budget plan to manage expenses.

او یک طرح بودجه برای مدیریت هزینه‌ها طراحی می‌کند.

the committee devises policies to enhance community welfare.

کمیته سیاست‌هایی برای ارتقای رفاه اجتماعی طراحی می‌کند.

he devises a training program for new employees.

او یک برنامه آموزشی برای کارمندان جدید طراحی می‌کند.

the scientist devises experiments to test her hypothesis.

دانشمند آزمایش‌هایی برای آزمایش فرضیه‌اش طراحی می‌کند.

they devise a plan to tackle environmental issues.

آنها یک طرحی برای مقابله با مسائل زیست محیطی طراحی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید