devises a plan
طرحی میاندیشد
devises new strategies
استراتژیهای جدیدی میاندیشد
devises innovative solutions
راه حلهای نوآورانهای میاندیشد
devises effective methods
روشهای موثری میاندیشد
devises a system
یک سیستم طراحی میکند
devises a scheme
یک طرح طراحی میکند
devises a strategy
یک استراتژی طراحی میکند
devises a solution
یک راه حل طراحی میکند
devises a concept
یک مفهوم طراحی میکند
devises a program
یک برنامه طراحی میکند
she devises innovative solutions to complex problems.
او راه حلهای نوآورانه برای مسائل پیچیده طراحی میکند.
the engineer devises a new plan for the project.
مهندس یک طرح جدید برای پروژه طراحی میکند.
he devises strategies to improve team performance.
او استراتژیهایی برای بهبود عملکرد تیم طراحی میکند.
the teacher devises engaging activities for her students.
معلم فعالیتهای جذاب برای دانشآموزان خود طراحی میکند.
they often devise new marketing techniques.
آنها اغلب تکنیکهای بازاریابی جدید طراحی میکنند.
she devises a budget plan to manage expenses.
او یک طرح بودجه برای مدیریت هزینهها طراحی میکند.
the committee devises policies to enhance community welfare.
کمیته سیاستهایی برای ارتقای رفاه اجتماعی طراحی میکند.
he devises a training program for new employees.
او یک برنامه آموزشی برای کارمندان جدید طراحی میکند.
the scientist devises experiments to test her hypothesis.
دانشمند آزمایشهایی برای آزمایش فرضیهاش طراحی میکند.
they devise a plan to tackle environmental issues.
آنها یک طرحی برای مقابله با مسائل زیست محیطی طراحی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید