devisor

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪzə/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪzər/

ترجمه

n. کسی که وصیت یا ارثی می‌سازد؛ اهداکننده زمین در وصیت
Word Forms
جمعdevisors

عبارات و ترکیب‌ها

devisor of ideas

طراح ایده ها

devisor of plans

طراح طرح ها

devisor of strategies

طراح استراتژی ها

devisor of solutions

طراح راه حل ها

devisor of concepts

طراح مفاهیم

devisor of policies

طراح سیاست ها

devisor of programs

طراح برنامه ها

devisor of rules

طراح قوانین

devisor of frameworks

طراح چارچوب ها

devisor of systems

طراح سیستم ها

جملات نمونه

the devisor of the project presented a detailed plan.

طراح پروژه یک طرح تفصیلی ارائه داد.

every devisor must consider the budget constraints.

هر طراح باید محدودیت‌های بودجه را در نظر بگیرد.

the devisor is responsible for ensuring quality control.

طراح مسئول اطمینان از کنترل کیفیت است.

as a devisor, you need to think creatively.

به عنوان یک طراح، شما باید خلاقانه فکر کنید.

the devisor collaborated with the engineers on the project.

طراح با مهندسان در مورد پروژه همکاری کرد.

she is known as a devisor of innovative solutions.

او به عنوان طراح راه حل های نوآورانه شناخته می شود.

the devisor must meet the client's requirements.

طراح باید الزامات مشتری را برآورده کند.

training is essential for a successful devisor.

آموزش برای یک طراح موفق ضروری است.

the devisor's role is crucial in the development phase.

نقش طراح در مرحله توسعه بسیار مهم است.

a good devisor anticipates potential challenges.

یک طراح خوب چالش های احتمالی را پیش بینی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید