devitalization

[ایالات متحده]/ˌdiːˌvaɪtəlaɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌdiːˌvaɪtələˈzeɪʃn/

ترجمه

n. عمل کاهش زنده یا حیات؛ حالت بودن بدون زنده بودن؛ (پزشکی) حذف زنده بودن؛ نکروز یا تخریب بافت.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dental devitalization

انماتیزاسیون دندان

tooth devitalization

انماتیزاسیون دندان

pulp devitalization

انماتیزاسیون پulp

devitalization procedure

روش انماتیزاسیون

devitalization process

فرآیند انماتیزاسیون

devitalization technique

فن انماتیزاسیون

devitalization treatment

درمان انماتیزاسیون

devitalization method

روش انماتیزاسیون

devitalization therapy

درمانی انماتیزاسیون

devitalization stage

مرحله انماتیزاسیون

جملات نمونه

the devitalization of the tooth pulp was necessary to save the structure.

بی‌زیستی پulp دندان برای نجات ساختار لازم بود.

urban planners discussed the devitalization of the city center due to economic shifts.

برنامه‌ریزان شهری در مورد بی‌زیستی مرکز شهر به دلیل تغییرات اقتصادی بحث کردند.

soil devitalization is a major concern for farmers using aggressive chemicals.

بی‌زیستی خاک یک نگرانی بزرگ برای کشاورزانی است که از مواد شیمیایی تهاجمی استفاده می‌کنند.

the report highlighted the cultural devitalization of the indigenous community.

گزارش بی‌زیستی فرهنگی جامعه ساکن اصیل را تاکید کرد.

radiation exposure results in cellular devitalization and tissue damage.

معرض اشعه منجر به بی‌زیستی سلولی و آسیب به بافت می‌شود.

the dentist performed a devitalization procedure before placing the crown.

دندانپزشک قبل از قرار دادن پریسکریپت، یک فرآیند بی‌زیستی انجام داد.

the devitalization of the local economy led to high unemployment rates.

بی‌زیستی اقتصاد محلی منجر به نرخ بالای بیکاری شد.

deviated nasal septums can cause devitalization of sinus tissue.

جدا شدن غشای بینی می‌تواند باعث بی‌زیستی بافت‌های سینوسی شود.

orthopedic surgery focused on the devitalization of the fractured bone segment.

جراحی مفصل‌شناسی روی بی‌زیستی قطعه استخوان شکسته متمرکز شد.

environmental activists protested against the devitalization of forest reserves.

فعالان محیط زیست علیه بی‌زیستی مناطق جنگلی اعتراض کردند.

infected root canals require devitalization to prevent the spread of bacteria.

کانال‌های ریشه‌ای آلوده نیاز به بی‌زیستی برای جلوگیری از پخش باکتری دارند.

social isolation often accelerates the devitalization of cognitive functions in the elderly.

ایزولاسیون اجتماعی اغلب بی‌زیستی توابع شناختی در افراد پیر را تسریع می‌کند.

the artist explored the concept of urban devitalization in her latest work.

هنرمند مفهوم بی‌زیستی شهری را در آثار جدید خود بررسی کرد.

devitalization of the nerve endings resulted in a loss of sensation.

بی‌زیستی انتهای عصب منجر به از دست دادن حس شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید