devouring

[ایالات متحده]/dɪˈvaʊərɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈvaʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مصرف کردن چیزی با اشتیاق یا ولع؛ به طور کامل استفاده کردن از منابع؛ به چیزی با علاقه زیاد نگاه کردن؛ به سرعت و با حرص چیزی را خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

devouring hunger

گرسنگی بی‌اندازه

devouring flames

شعله‌های سوزان

devouring passion

شور عشق بی‌حد و حصر

devouring eyes

چشمان گرسنه

devouring silence

سکوت بی‌انتها

devouring greed

حریص بودن

devouring appetite

اشتهای بی‌اندازه

devouring storm

طوفان بی‌رحم

devouring darkness

تاریکی بی‌انتها

devouring thoughts

افکار بی‌وقفه

جملات نمونه

the fire was devouring everything in its path.

آتش همه چیز را در مسیر خود می بلعید.

she was devouring the book in one sitting.

او کتاب را یکجا می خورد.

the children were devouring the cookies quickly.

بچه ها به سرعت بیسکویت ها را می خوردند.

he sat there, devouring his lunch.

او آنجا نشسته بود و ناهارش را می خورد.

the hungry lion was devouring its prey.

شیر گرسنه طعمه خود را می خورد.

the audience was devouring every word of the speaker.

مخاطبان سخنان گوینده را با دقت گوش می کردند.

he was devouring knowledge at an incredible rate.

او با سرعت باورنکردنی دانش را می خورد.

they watched the flames devouring the old house.

آنها تماشا کردند که شعله های آتش خانه قدیمی را می بلعد.

she felt like she was devouring her fears.

او احساس می کرد که ترس های خود را می خورد.

the novel was so captivating, i found myself devouring it.

رمان بسیار جذاب بود، من خودم را در حال خواندن آن یافتم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید