dewaxing

[ایالات متحده]/dɪˈwæksɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈwæksɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند حذف موم

عبارات و ترکیب‌ها

dewaxing process

فرآیند удаления воска

dewaxing agent

عامل удаления воска

dewaxing procedure

روش удаления воска

dewaxing technique

تکنیک удаления воска

dewaxing solvent

حلال удаления воска

dewaxing method

روش удаления воска

dewaxing step

مرحله удаления воска

dewaxing solution

راه حل удаления воска

dewaxing equipment

تجهیزات удаления воска

dewaxing temperature

دمای удаления воска

جملات نمونه

the process of dewaxing is essential in candle making.

فرآیند удаления воск является ضروری در ساخت شمع.

dewaxing helps improve the clarity of the final product.

حذف воск به بهبود وضوح محصول نهایی کمک می کند.

we need to focus on dewaxing before the next production cycle.

ما باید بر حذف воск قبل از چرخه تولید بعدی تمرکز کنیم.

the dewaxing technique used in this industry is quite advanced.

تکنیک حذف воск مورد استفاده در این صنعت بسیار پیشرفته است.

after dewaxing, the surface becomes much smoother.

پس از حذف воск، سطح بسیار صاف تر می شود.

proper dewaxing can enhance the quality of the final product.

حذف воск مناسب می تواند کیفیت محصول نهایی را افزایش دهد.

they are experimenting with new methods of dewaxing.

آنها در حال آزمایش روش های جدید حذف воск هستند.

dewaxing is a critical step in the manufacturing process.

حذف воск یک مرحله حیاتی در فرآیند تولید است.

we have invested in better dewaxing equipment.

ما در تجهیزات حذف воск بهتر سرمایه گذاری کرده ایم.

the dewaxing stage can significantly affect the overall yield.

مرحله حذف воск می تواند به طور قابل توجهی بر کل بازده تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید