dewclaw

[ایالات متحده]/djuːklɔː/
[بریتانیا]/duːklɔː/

ترجمه

n. یک چنگال کوچک، اغلب ابتدایی در سمت داخلی پای برخی از پستانداران؛ (چنگالی که در پای سگ‌ها، دام‌ها و غیره یافت می‌شود)
Word Forms
جمعdewclaws

عبارات و ترکیب‌ها

dewclaw removal

برداشت ناخن پنجه

dewclaw injury

آسیب ناخن پنجه

dewclaw care

مراقبت از ناخن پنجه

dewclaw trimming

تیغ زدن ناخن پنجه

dewclaw anatomy

آناتومی ناخن پنجه

dewclaw growth

رشد ناخن پنجه

dewclaw health

سلامت ناخن پنجه

dewclaw position

موقعیت ناخن پنجه

dewclaw issues

مشکلات ناخن پنجه

dewclaw function

عملکرد ناخن پنجه

جملات نمونه

the dog has a dewclaw on its front paw.

سگ یک پنجه کوچک روی پنجه جلوی خود دارد.

some breeds have a double dewclaw.

برخی از نژادها دارای پنجه کوچک دوگانه هستند.

the vet checked the dewclaw for any injuries.

پزشک برای بررسی هرگونه آسیب پنجه کوچک را بررسی کرد.

trim the dewclaw to prevent overgrowth.

برای جلوگیری از رشد بیش از حد، پنجه کوچک را کوتاه کنید.

she noticed her cat's dewclaw was missing.

او متوجه شد پنجه کوچک گربه اش وجود ندارد.

some dogs use their dewclaws for grip.

برخی از سگ‌ها از پنجه کوچک خود برای گرفتن استفاده می‌کنند.

the dewclaw can be a source of discomfort.

پنجه کوچک می‌تواند منبع ناراحتی باشد.

regular grooming helps maintain the dewclaw.

حوله منظم به حفظ پنجه کوچک کمک می کند.

some dogs may require dewclaw removal.

برخی از سگ ها ممکن است نیاز به برداشتن پنجه کوچک داشته باشند.

understanding dewclaw anatomy is important for breeders.

درک آناتومی پنجه کوچک برای پرورش دهندگان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید