dhal

[ایالات متحده]/dɑːl/
[بریتانیا]/dɑl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. pulse از گیاه Cajanus cajan; یک غذا تهیه شده از این pulse
Word Forms
جمعdhals

عبارات و ترکیب‌ها

dhal curry

دال کاری

red dhal

دال قرمز

green dhal

دال سبز

dhal soup

سوپ دال

dhal salad

سالاد دال

spicy dhal

دال تند

dhal recipe

دستور تهیه دال

yellow dhal

دال زرد

dhal dish

غذا با دال

lentil dhal

دال عدس

جملات نمونه

he cooked a delicious dhal for dinner.

او یک غذای دال خوشمزه برای شام پخت.

many people enjoy eating dhal with rice.

بسیاری از مردم از خوردن دال با برنج لذت می برند.

she added spices to make the dhal more flavorful.

او ادویه ها را اضافه کرد تا دال خوشمزه تر شود.

we often serve dhal at family gatherings.

ما اغلب دال را در دورهمی های خانوادگی سرو می کنیم.

dhal is a staple food in many indian households.

دال یک غذای اصلی در بسیاری از خانواده های هندی است.

he prefers his dhal to be thick and hearty.

او ترجیح می دهد دال او غلیظ و مقوی باشد.

they paired the dhal with freshly baked naan.

آنها دال را با نان تازه پخته شده همراه کردند.

adding coconut milk gives the dhal a creamy texture.

اضافه کردن شیر نارگیل بافتی خامه‌ای به دال می‌دهد.

she learned to cook dhal from her grandmother.

او طرز تهیه دال را از مادربزرگش یاد گرفت.

this dhal recipe is quick and easy to make.

تهیه این دستور العمل دال سریع و آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید