dialects

[ایالات متحده]/ˈdaɪə.lɛkts/
[بریتانیا]/ˈdaɪəˌlɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انواع زبانی که در مناطق مختلف صحبت می‌شود؛ اشکال محلی یا منطقه‌ای یک زبان

عبارات و ترکیب‌ها

regional dialects

لهجه‌های منطقه‌ای

local dialects

لهجه‌های محلی

dialects spoken

لهجه‌های صحبت شده

various dialects

گوناگونی لهجه‌ها

different dialects

لهجه‌های متفاوت

native dialects

لهجه‌های بومی

dialects vary

لهجه‌ها متفاوت هستند

dialects merge

لهجه‌ها با هم ترکیب می‌شوند

dialects differ

لهجه‌ها با یکدیگر متفاوتند

dialects evolve

لهجه‌ها در حال تکامل هستند

جملات نمونه

many regions in china have their own dialects.

بسیاری از مناطق چین گویش‌های خاص خود را دارند.

dialects can vary significantly from one area to another.

گویش‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشند.

understanding local dialects can help in communication.

درک گویش‌های محلی می‌تواند به برقراری ارتباط کمک کند.

some dialects are so unique that they are hard to understand.

برخی از گویش‌ها آنقدر منحصر به فرد هستند که درک آنها دشوار است.

learning dialects is an important part of cultural studies.

یادگیری گویش‌ها بخشی مهم از مطالعات فرهنگی است.

dialects reflect the history and culture of a region.

گویش‌ها منعکس کننده تاریخ و فرهنگ یک منطقه هستند.

some dialects have their own distinct grammar rules.

برخی از گویش‌ها قوانین دستور زبان خاص خود را دارند.

people often feel a strong connection to their native dialects.

افراد اغلب ارتباط قوی با گویش‌های بومی خود احساس می‌کنند.

dialects can influence the way people perceive language.

گویش‌ها می‌توانند بر نحوه درک زبان توسط مردم تأثیر بگذارند.

some dialects are at risk of disappearing.

برخی از گویش‌ها در معرض خطر محو شدن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید