forms

[ایالات متحده]/fɔːmz/
[بریتانیا]/fɔːrmz/

ترجمه

n. جمع فرم؛ اسناد با فیلدهای قابل پر کردن
v.سوم شخص مفرد فعل؛ ایجاد یا توسعه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

forms of energy

انواع انرژی

takes forms

شکل می‌گیرد

various forms

انواع مختلف

forms a team

یک تیم تشکیل می‌دهد

forms and functions

شکل‌گیری و عملکرد

forms of government

انواع حکومت

forms of art

انواع هنر

forms a circle

یک دایره تشکیل می‌دهد

forms of data

انواع داده

forms of exercise

انواع ورزش

جملات نمونه

please fill out these forms completely and accurately.

لطفاً این فرم‌ها را به طور کامل و دقیق پر کنید.

the application forms are available online.

فرم‌های درخواست به صورت آنلاین در دسترس هستند.

we need to update the forms for new employees.

ما نیاز داریم فرم‌ها را برای کارمندان جدید به‌روز کنیم.

can you review these forms before i submit them?

آیا می‌توانید این فرم‌ها را قبل از ارسال آن‌ها بررسی کنید؟

the insurance forms were quite complicated.

فرم‌های بیمه بسیار پیچیده بودند.

he submitted the necessary forms yesterday.

او فرم‌های لازم را دیروز ارسال کرد.

the school requires various enrollment forms.

مدرسه به فرم‌های ثبت نام مختلف نیاز دارد.

they are creating new forms for customer feedback.

آنها در حال ایجاد فرم‌های جدید برای بازخورد مشتری هستند.

the bank has several standard application forms.

بانک فرم‌های درخواست استاندارد متعددی دارد.

she collected all the relevant forms for the project.

او تمام فرم‌های مربوطه را برای پروژه جمع‌آوری کرد.

the forms must be signed and dated.

فرم‌ها باید امضا و تاریخ‌دار باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید