log

[ایالات متحده]/lɒɡ/
[بریتانیا]/lɔːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب؛ رکورد؛ دفتر ناوبری.

عبارات و ترکیب‌ها

log file

فایل لاگ

log in

ورود

log out

خروج

log data

داده‌های گزارش

log entry

ثبت ورودی

log report

گزارش گزارش

log on

ورود

well log

گزارش چاه

in the log

در گزارش

like a log

مانند یک گزارش

error log

گزارش خطا

event log

گزارش رویداد

log cabin

کلبه ثبت

log off

خروج

log book

دفترچه گزارش

resistivity log

گزارش مقاومت

audit log

گزارش حسابرسی

compensated neutron log

گزارش نوترون جبران شده

ship's log

گزارش کشتی

caliper log

ثبت‌نام کالیپر

porosity log

گزارش تخلخل

yule log

یوله لاگ

جملات نمونه

They log for a living.

آنها برای امرار معاش برای ورود به سیستم ثبت‌نام می‌کنند.

split the log with an ax;

تکه کردن چوب با تبر;

This log will do duty for a table.

این دفترچه محاسباتی به عنوان یک جدول عمل خواهد کرد.

logs waiting for shipment.

چوب‌هایی که منتظر ارسال هستند.

a computer log; a trip log.

گزارش کامپیوتر؛ گزارش سفر.

We set the logs ablaze.

ما چوب‌ها را به آتش کشیدیم.

The logs float down the river.

چوب‌ها در رودخانه شناور می‌شوند.

The log was hauled up by a crane.

خُده توسط جرثقیل بالا کشیده شد.

The logs jammed in the river.

چوب‌ها در رودخانه گیر کرده‌اند.

We transport logs by trains.

ما چوب‌ها را با قطار حمل می‌کنیم.

We sawed the log into planks.

ما چوب را به تخته برش زدیم.

drifting the logs downstream.

سر خوردن چوب‌ها در پایین دست.

A picture of a cat on a log is a rebus for catalog.

تصویری از یک گربه روی یک لاگ یک جور معما برای کاتالوگ است.

The password allows the user to log into the system.

رمز عبور به کاربر اجازه می‌دهد تا وارد سیستم شود.

she heaped logs on the fire.

او هیزم را روی آتش انباشته کرد.

master carpenters would hew the logs with an axe.

نجارهای ماهر با تبر، الوارها را تراش می دادند.

keep a detailed log of your activities.

ثبت فعالیت‌های خود را به طور دقیق نگه دارید.

نمونه‌های واقعی

It's just a really, really huge log basically.

این فقط یک سیاهه خیلی بزرگ اساساً است.

منبع: Architectural Digest

And fire resembles some blazing logs.

و آتش به برخی از سیاهه های درخشان شباهت دارد.

منبع: Popular Science Essays

Wukong turned himself into a woodpecker and pecked the log.

ووکنگ خود را به یک چوب‌خوره تبدیل کرد و به سیاهه ضربه زد.

منبع: Journey to the West

Entries are logged using short, bulleted sentences.

ثبت ورودی‌ها با استفاده از جملات کوتاه و گلوله‌ای انجام می‌شود.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

I've got a log for the body!

من یک سیاهه برای بدن دارم!

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Did Chris Evans rip a log in half?

آیا کریس ایوانز یک سیاهه را از وسط پاره کرد؟

منبع: Connection Magazine

Margaret, why can't I log in here?

مارگارت، چرا نمی‌توانم اینجا وارد شوم؟

منبع: Modern Family - Season 05

This will be your monthly log.

این سیاهه ماهانه شما خواهد بود.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

" Bronze Yohn mistrusts me" . Petyr pushed a log aside.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

He laid the log down and picked up the pan.

او سیاهه را روی زمین گذاشت و تابه را برداشت.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید