dicer

[ایالات متحده]/ˈdaɪsə/
[بریتانیا]/ˈdaɪsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بازی های تاس را انجام می دهد؛ نوعی کلاه یا کلاه ایمنی؛ کلاهی کوچک یا کلاهک

عبارات و ترکیب‌ها

dicer tool

ابزار برش

dicer machine

دستگاه برش

dicer blade

تیغه برش

dicer set

ست برش

vegetable dicer

برش‌کننده سبزیجات

manual dicer

برش‌کننده دستی

electric dicer

برش‌کننده برقی

food dicer

برش‌کننده مواد غذایی

compact dicer

برش‌کننده جمع و جور

multi-purpose dicer

برش‌کننده چند منظوره

جملات نمونه

she used a dicer to prepare the vegetables for the salad.

او از یک خردکن برای آماده کردن سبزیجات سالاد استفاده کرد.

a good dicer can make cooking much faster.

یک خردکن خوب می تواند آشپزی را بسیار سریعتر کند.

he bought a new dicer for his kitchen.

او یک خردکن جدید برای آشپزخانه اش خرید.

the dicer is essential for making uniform pieces.

خردکن برای تهیه قطعات یکسان ضروری است.

using a dicer can help you achieve perfect dice cuts.

استفاده از خردکن می تواند به شما کمک کند تا برش های مکعبی کامل بدست آورید.

she demonstrated how to use the dicer effectively.

او نحوه استفاده موثر از خردکن را نشان داد.

the dicer is a handy tool for meal prep.

خردکن ابزاری جادویی برای آماده سازی وعده غذایی است.

make sure to clean the dicer after each use.

مطمئن شوید که خردکن را بعد از هر بار استفاده تمیز کنید.

he prefers a manual dicer over an electric one.

او ترجیح می دهد یک خردکن دستی را نسبت به یک خردکن برقی.

the chef relied on the dicer for consistent sizes.

سرآشپز برای اندازه های یکسان به خردکن اعتماد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید