data combiner
ترکیبکننده داده
signal combiner
ترکیبکننده سیگنال
input combiner
ترکیبکننده ورودی
output combiner
ترکیبکننده خروجی
audio combiner
ترکیبکننده صدا
video combiner
ترکیبکننده ویدئو
logic combiner
ترکیبکننده منطقی
component combiner
ترکیبکننده جزء
filter combiner
ترکیبکننده فیلتر
function combiner
ترکیبکننده تابع
the combiner is essential for this machine's operation.
ترکیبکننده برای عملکرد این دستگاه ضروری است.
we need a better combiner to improve efficiency.
ما به یک ترکیبکننده بهتر برای بهبود کارایی نیاز داریم.
the combiner blends different materials seamlessly.
ترکیبکننده مواد مختلف را به طور یکپارچه ترکیب میکند.
she designed a new type of combiner for the project.
او یک نوع جدید ترکیبکننده برای پروژه طراحی کرد.
using a combiner can save time in processing.
استفاده از یک ترکیبکننده میتواند در زمان پردازش صرفهجویی کند.
the combiner allows for better data integration.
ترکیبکننده امکان ادغام بهتر دادهها را فراهم میکند.
they installed a combiner to enhance the system's performance.
آنها یک ترکیبکننده برای افزایش عملکرد سیستم نصب کردند.
this combiner model is very popular among engineers.
این مدل ترکیبکننده در بین مهندسان بسیار محبوب است.
he explained how the combiner works in detail.
او توضیح داد که ترکیبکننده چگونه در جزئیات کار میکند.
the new combiner technology is a game changer.
فناوری جدید ترکیبکننده یک تغییر دهنده بازی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید