diddlyshit

[ایالات متحده]/ˈdɪdliʃɪt/
[بریتانیا]/ˈdɪdliʃɪt/

ترجمه

n. مقدار بسیار کوچک یا بی‌ارزش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

diddlyshit job

کار احمقانه

diddlyshit idea

ایده احمقانه

diddlyshit money

پول احمقانه

diddlyshit stuff

چیزهای احمقانه

diddlyshit task

وظیفه احمقانه

diddlyshit excuse

بهانه احمقانه

diddlyshit plan

برنامه احمقانه

diddlyshit time

زمان احمقانه

diddlyshit effort

تلاش احمقانه

diddlyshit attitude

نگاه احمقانه

جملات نمونه

he didn't know diddlyshit about the project.

او اصلاً در مورد پروژه نمی‌دانست.

she thinks she knows diddlyshit about cooking.

او فکر می‌کند در مورد آشپزی چیزهایی می‌داند.

they don't care diddlyshit about your opinion.

آنها اصلاً به نظر شما اهمیت نمی‌دهند.

i realized i knew diddlyshit about the topic.

من متوجه شدم که اصلاً در مورد این موضوع نمی‌دانم.

he acts like he knows diddlyshit about the rules.

او وانمود می‌کند که قوانین را می‌داند.

honestly, i don't give diddlyshit about the drama.

صادقانه، اصلاً به این درام اهمیتی نمی‌دهم.

she claims she knows diddlyshit about finance.

او ادعا می‌کند که در مورد امور مالی چیزی می‌داند.

they did diddlyshit to solve the problem.

آنها هیچ کاری برای حل مشکل نکردند.

he won't do diddlyshit to help you out.

او هیچ کاری برای کمک به شما نخواهد کرد.

i feel like i know diddlyshit about this job.

احساس می‌کنم اصلاً در مورد این شغل نمی‌دانم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید