dieter

[ایالات متحده]/ˈdaɪətə/
[بریتانیا]/'daɪətɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در رژیم غذایی است.
Word Forms
جمعdieters

جملات نمونه

some dieters say they cannot help bingeing on chocolate.

برخی از افراد در حال رژیم غذایی می‌گویند که نمی‌توانند از خوردن بیش از حد شکلات خودداری کنند.

dieters who have got slim using these methods

افرادی که با استفاده از این روش‌ها لاغر شده‌اند

The dieter carefully monitors their calorie intake.

دیگر با دقت میزان کالری دریافتی خود را کنترل می‌کند.

A successful dieter focuses on healthy eating habits.

یک رژیم موفق بر عادات غذایی سالم تمرکز دارد.

The dieter avoids high-calorie snacks.

دیگر از میان وعده‌های پرکالری اجتناب می‌کند.

It's important for a dieter to stay hydrated.

برای یک رژیم، هیدراته ماندن مهم است.

The dieter incorporates exercise into their weight loss plan.

دیگر ورزش را در برنامه کاهش وزن خود قرار می‌دهد.

A dieter may seek support from a nutritionist.

یک رژیم ممکن است از یک متخصص تغذیه کمک بگیرد.

The dieter prepares healthy meals in advance.

دیگر از قبل وعده‌های غذایی سالم آماده می‌کند.

A dieter should focus on long-term lifestyle changes.

یک رژیم باید بر تغییرات سبک زندگی طولانی مدت تمرکز کند.

The dieter reads food labels to make informed choices.

دیگر برای تصمیم‌گیری آگاهانه، برچسب‌های مواد غذایی را می‌خواند.

To maintain weight loss, a dieter needs to be consistent.

برای حفظ کاهش وزن، یک رژیم باید مداوم باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید