a glutton for punishment.
یک مفتخوره برای تنبیه.
his depiction of himself as a glutton for poetry.
تصویر او از خود به عنوان یک مفتخوره برای شعر.
the tired glutton finds no relish in the sweetest meat.
مفتخورهی خسته هیچ لذتی در خوشمزهترین گوشت نمییابد.
She’s a glutton for work.She stays late every evening.
او مفتخوره کار است. او هر شب دیر میماند.
She came to work as usual even when she was seriously ill; she's a real glutton for punishment.
او حتی زمانی که به شدت بیمار بود، به طور معمول برای کار آمد؛ او واقعاً مفتخوره تنبیه است.
You’re going to drive all the way to London and back in a day?You’re a glutton for punishment, aren’t you?
قرار است کل راه را به لندن و برگردید در یک روز؟ شما یک مفتخوره برای تنبیه هستید، مگه نه؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید