digresses

[ایالات متحده]/dɪˈɡrɛs.ɪz/
[بریتانیا]/dɪˈɡrɛs.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از موضوع اصلی در نوشتن یا صحبت کردن منحرف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

he digresses

او منحرف می‌شود

she digresses often

او اغلب منحرف می‌شود

when he digresses

وقتی او منحرف می‌شود

they digress frequently

آنها اغلب منحرف می‌شوند

if she digresses

اگر او منحرف شود

he digresses quickly

او به سرعت منحرف می‌شود

she digresses too

او هم منحرف می‌شود

why he digresses

چرا او منحرف می‌شود

sometimes he digresses

گاهی اوقات او منحرف می‌شود

she rarely digresses

او به ندرت منحرف می‌شود

جملات نمونه

sometimes he digresses during his lectures.

گاهی اوقات او در طول سخنرانی‌هایش منحرف می‌شود.

she often digresses when telling stories.

او اغلب وقتی داستان تعریف می‌کند منحرف می‌شود.

the speaker digresses from the main topic.

سخنران از موضوع اصلی منحرف می‌شود.

he tends to digress into personal anecdotes.

او تمایل دارد به خاطرات شخصی منحرف شود.

while discussing politics, she digresses to history.

در حالی که در مورد سیاست صحبت می‌کند، او به تاریخ می‌رود.

it's easy to digress when discussing complex issues.

وقتی در مورد مسائل پیچیده صحبت می‌کنید، منحرف شدن آسان است.

he digresses frequently, making it hard to follow.

او اغلب منحرف می‌شود و دنبال کردن آن را دشوار می‌کند.

during the meeting, she digresses into unrelated topics.

در طول جلسه، او به موضوعات نامرتبط می‌رود.

when he digresses, it often adds humor to the conversation.

وقتی او منحرف می‌شود، اغلب به گفتگو طنز اضافه می‌کند.

sometimes, it's best not to digress from the agenda.

گاهی اوقات بهتر است از دستور کار منحرف نشوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید