he digresses
او منحرف میشود
she digresses often
او اغلب منحرف میشود
when he digresses
وقتی او منحرف میشود
they digress frequently
آنها اغلب منحرف میشوند
if she digresses
اگر او منحرف شود
he digresses quickly
او به سرعت منحرف میشود
she digresses too
او هم منحرف میشود
why he digresses
چرا او منحرف میشود
sometimes he digresses
گاهی اوقات او منحرف میشود
she rarely digresses
او به ندرت منحرف میشود
sometimes he digresses during his lectures.
گاهی اوقات او در طول سخنرانیهایش منحرف میشود.
she often digresses when telling stories.
او اغلب وقتی داستان تعریف میکند منحرف میشود.
the speaker digresses from the main topic.
سخنران از موضوع اصلی منحرف میشود.
he tends to digress into personal anecdotes.
او تمایل دارد به خاطرات شخصی منحرف شود.
while discussing politics, she digresses to history.
در حالی که در مورد سیاست صحبت میکند، او به تاریخ میرود.
it's easy to digress when discussing complex issues.
وقتی در مورد مسائل پیچیده صحبت میکنید، منحرف شدن آسان است.
he digresses frequently, making it hard to follow.
او اغلب منحرف میشود و دنبال کردن آن را دشوار میکند.
during the meeting, she digresses into unrelated topics.
در طول جلسه، او به موضوعات نامرتبط میرود.
when he digresses, it often adds humor to the conversation.
وقتی او منحرف میشود، اغلب به گفتگو طنز اضافه میکند.
sometimes, it's best not to digress from the agenda.
گاهی اوقات بهتر است از دستور کار منحرف نشوید.
he digresses
او منحرف میشود
she digresses often
او اغلب منحرف میشود
when he digresses
وقتی او منحرف میشود
they digress frequently
آنها اغلب منحرف میشوند
if she digresses
اگر او منحرف شود
he digresses quickly
او به سرعت منحرف میشود
she digresses too
او هم منحرف میشود
why he digresses
چرا او منحرف میشود
sometimes he digresses
گاهی اوقات او منحرف میشود
she rarely digresses
او به ندرت منحرف میشود
sometimes he digresses during his lectures.
گاهی اوقات او در طول سخنرانیهایش منحرف میشود.
she often digresses when telling stories.
او اغلب وقتی داستان تعریف میکند منحرف میشود.
the speaker digresses from the main topic.
سخنران از موضوع اصلی منحرف میشود.
he tends to digress into personal anecdotes.
او تمایل دارد به خاطرات شخصی منحرف شود.
while discussing politics, she digresses to history.
در حالی که در مورد سیاست صحبت میکند، او به تاریخ میرود.
it's easy to digress when discussing complex issues.
وقتی در مورد مسائل پیچیده صحبت میکنید، منحرف شدن آسان است.
he digresses frequently, making it hard to follow.
او اغلب منحرف میشود و دنبال کردن آن را دشوار میکند.
during the meeting, she digresses into unrelated topics.
در طول جلسه، او به موضوعات نامرتبط میرود.
when he digresses, it often adds humor to the conversation.
وقتی او منحرف میشود، اغلب به گفتگو طنز اضافه میکند.
sometimes, it's best not to digress from the agenda.
گاهی اوقات بهتر است از دستور کار منحرف نشوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید