digss

[ایالات متحده]/dɪɡz/
[بریتانیا]/dɪɡz/

ترجمه

v. به حرکت درآوردن، جدایش دادن یا حفاری خاک، گچ، شن و غیره با ابزار، ماشین یا دست‌ها، به ویژه برای ایجاد یک سوراخ یا مسیر

جملات نمونه

she digss deeply into ancient history.

او به طور جدی در تاریخ باستان کاوش می‌کند.

the archaeologist digss carefully at the excavation site.

مردم شناس باستانی به دقت در محل حفاری کاوش می‌کند.

he digss through old documents for clues.

او از اسناد قدیمی برای یافتن اطلاعات کاوش می‌کند.

the miner digss precious metals from the earth.

کاوشگر از زمین فلزات گرانبางی را استخراج می‌کند.

the child digss in the sandbox with toys.

کودک در ریت‌ساند با بازی‌های خود کاوش می‌کند.

the dog digss holes in the backyard.

سگ در باغچه حفره‌هایی می‌کند.

the detective digss for evidence in the case.

دزدگرد در پرونده اطلاعاتی را جستجو می‌کند.

she digss into the mystery with great determination.

او با اصرار زیاد در راز کاوش می‌کند.

the worker digss a trench for the new pipes.

کارگر یک گودال برای لوله‌های جدید حفر می‌کند.

the farmer digss up fresh potatoes from the field.

کشاورز از مزرعه سیب‌زمینی تازه را حفر می‌کند.

the researcher digss for hidden information in archives.

پژوهشگر در دسته‌بندی‌های اطلاعات پنهان جستجو می‌کند.

he digss beneath the surface to understand the problem.

او زیر سطح برای درک مشکل کاوش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید