dill

[ایالات متحده]/dɪl/
[بریتانیا]/dɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از خانواده جعفری که در آشپزی به خاطر طعم قوی و تند آن، به ویژه در ترشی‌ها، استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

fresh dill

شاهسوم

dill pickles

خیارشور

dill sauce

سس شوید

dill weed

شوید

جملات نمونه

Potato, salmon and spinach patties with garlicky dill cream.

کتلت سیب‌زمینی، سالمون و اسفناج با خامه سیر و شوید.

The New York chef would opt for a simple meal of gravlax (salt-cured salmon) with crisp bread and dill mustard sauce, and nigiri-style sushi.

سرآشپز نیویورکی ترجیح می داد یک وعده غذایی ساده از گراولاکس (ماهی سالمون نمک سود شده) با نان ترد و سس خردل با جعفری و سوشی به سبک نیگیری بخورد.

I love the taste of dill pickles.

من طعم خیارشور با شوید را دوست دارم.

She added fresh dill to the salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، شوید تازه به سالاد اضافه کرد.

Dill is commonly used in pickling and seasoning dishes.

شوید معمولاً در تهیه خیارشور و طعم‌دار کردن غذاها استفاده می‌شود.

The recipe calls for a pinch of dill to be sprinkled on top.

دستور العمل نیاز دارد که مقدار کمی شوید روی آن پاشیده شود.

The dill plant has feathery leaves and yellow flowers.

گیاه شوید دارای برگ‌های شکننده و گل‌های زرد است.

Fresh dill can be found in the produce section of the grocery store.

می‌توانید شوید تازه را در بخش محصولات فروشگاه مواد غذایی پیدا کنید.

Some people believe that dill has medicinal properties.

برخی افراد معتقدند که شوید دارای خواص دارویی است.

Dill is a popular herb in many cuisines around the world.

شوید یک گیاه معطر محبوب در بسیاری از غذاهای جهان است.

The dill plant belongs to the parsley family.

گیاه شوید به خانواده جعفری تعلق دارد.

Dill seeds are often used in baking and cooking.

دانه‌های شوید اغلب در پخت و پز استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید