dilutor

[ایالات متحده]/ˈdaɪ.ljuː.tər/
[بریتانیا]/ˈdaɪ.luː.tər/

ترجمه

v. برای ضعیف کردن یک محلول با افزودن حلال بیشتر
adj. دارای غلظت یا قدرت کاهش یافته

عبارات و ترکیب‌ها

dilutor solution

محلول رقیق‌کننده

dilutor ratio

نسبت رقیق‌کننده

dilutor type

نوع رقیق‌کننده

dilutor volume

حجم رقیق‌کننده

dilutor method

روش رقیق‌کننده

dilutor concentration

غلظت رقیق‌کننده

dilutor preparation

تهیه رقیق‌کننده

dilutor application

کاربرد رقیق‌کننده

dilutor kit

کیت رقیق‌کننده

dilutor equipment

تجهیزات رقیق‌کننده

جملات نمونه

the chemist used a dilutor to prepare the solution.

شیمیدان از یک رقیق‌کننده برای تهیه محلول استفاده کرد.

make sure to add the dilutor slowly for accurate results.

مطمئن شوید که برای نتایج دقیق، رقیق‌کننده را به آرامی اضافه کنید.

the dilutor was essential for achieving the desired concentration.

رقیق‌کننده برای دستیابی به غلظت مورد نظر ضروری بود.

he measured the dilutor carefully before mixing.

او قبل از مخلوط کردن، رقیق‌کننده را با دقت اندازه‌گیری کرد.

using a dilutor can help prevent chemical reactions.

استفاده از رقیق‌کننده می‌تواند به جلوگیری از واکنش‌های شیمیایی کمک کند.

the laboratory technician explained how to use the dilutor.

تکنسین آزمایشگاه نحوه استفاده از رقیق‌کننده را توضیح داد.

different types of dilutors are available for various applications.

انواع مختلفی از رقیق‌کننده‌ها برای کاربردهای مختلف موجود است.

always wear gloves when handling the dilutor.

همیشه هنگام دست زدن به رقیق‌کننده از دستکش استفاده کنید.

the instructions specify the amount of dilutor needed.

دستورالعمل‌ها مقدار رقیق‌کننده مورد نیاز را مشخص می‌کند.

after adding the dilutor, stir the mixture thoroughly.

پس از افزودن رقیق‌کننده، مخلوط را به طور کامل هم بزنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید