dimetric

[ایالات متحده]/dɪˈmɛtrɪk/
[بریتانیا]/dɪˈmɛtrɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یک شکل دو طرفه یا دو محوره؛ چهارضلعی یا چهار طرفه

عبارات و ترکیب‌ها

dimetric projection

نمای دو متغیری

dimetric view

دید دو متغیری

dimetric drawing

تصویرسازی دو متغیری

dimetric scale

مقیاس دو متغیری

dimetric axes

محورهای دو متغیری

dimetric angle

زاویه دو متغیری

dimetric model

مدل دو متغیری

dimetric dimensions

ابعاد دو متغیری

dimetric representation

بازنمایی دو متغیری

dimetric lines

خطوط دو متغیری

جملات نمونه

the dimetric structure of the building enhances its stability.

ساختار دیمتریک ساختمان، پایداری آن را افزایش می‌دهد.

in mathematics, a dimetric space has specific properties.

در ریاضیات، یک فضای دیمتریک دارای ویژگی‌های خاصی است.

the artist used dimetric projection in her design.

هنرمند از پرسپکتیو دیمتریک در طراحی خود استفاده کرد.

dimetric views are essential in technical drawings.

دیدگاه‌های دیمتریک در نقشه‌های فنی ضروری هستند.

understanding dimetric angles can improve your drawing skills.

درک زوایای دیمتریک می‌تواند مهارت‌های طراحی شما را بهبود بخشد.

the dimetric grid allows for accurate modeling.

شبکه دیمتریک به مدل‌سازی دقیق اجازه می‌دهد.

he explained the concept of a dimetric relationship in geometry.

او مفهوم رابطه دیمتریک را در هندسه توضیح داد.

dimetric projection can make objects appear more three-dimensional.

پرسپکتیو دیمتریک می‌تواند باعث شود اشیاء بیشتر سه بعدی به نظر برسند.

the software uses dimetric calculations for rendering.

نرم‌افزار از محاسبات دیمتریک برای رندر استفاده می‌کند.

she created a dimetric model for the architectural project.

او یک مدل دیمتریک برای پروژه معماری ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید