dinka

[ایالات متحده]/ˈdɪŋkə/
[بریتانیا]/ˈdɪŋkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو یک گروه قومی سیاه از جنوب سودان؛ زبان مردم دینکا
Word Forms
جمعdinkas

عبارات و ترکیب‌ها

dinka dance

رقص دینکا

dinka culture

فرهنگ دینکا

dinka people

قوم دینکا

dinka language

زبان دینکا

dinka tradition

آداب و رسوم دینکا

dinka music

موسیقی دینکا

dinka art

هنر دینکا

dinka community

جامعه دینکا

dinka history

تاریخ دینکا

dinka customs

رسوم و سنت‌های دینکا

جملات نمونه

he plays the dinka in the local band.

او دینکا را در گروه محلی می‌نوازد.

the dinka is a traditional musical instrument.

دینکا یک ساز موسیقی سنتی است.

she learned to dance the dinka at the festival.

او در جشنواره یاد گرفت که دینکا را برقصد.

they performed a dinka song during the celebration.

آنها یک آهنگ دینکا را در جشن اجرا کردند.

the dinka is often used in cultural ceremonies.

دینکا اغلب در آیین‌های فرهنگی استفاده می‌شود.

he bought a beautiful dinka from the market.

او یک دینکای زیبا از بازار خرید.

learning to play the dinka takes practice.

یادگیری نواختن دینکا نیاز به تمرین دارد.

she enjoys listening to dinka music in her free time.

او از گوش دادن به موسیقی دینکا در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

the sound of the dinka is unique and captivating.

صدای دینکا منحصر به فرد و جذاب است.

he often shares stories about the dinka's history.

او اغلب داستان‌هایی در مورد تاریخچه دینکا به اشتراک می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید