dinners

[ایالات متحده]/ˈdɪnəz/
[بریتانیا]/ˈdɪnərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وعده‌های اصلی روز؛ وعده‌های رسمی یا ضیافت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

family dinners

شام‌های خانوادگی

formal dinners

شام‌های رسمی

holiday dinners

شام‌های تعطیلات

business dinners

شام‌های کاری

casual dinners

شام‌های غیررسمی

dinner parties

مهمانی شام

dinner dates

قرار شام

romantic dinners

شام‌های عاشقانه

gourmet dinners

شام‌های مجلسی

themed dinners

شام‌های با موضوع خاص

جملات نمونه

we often have family dinners on sunday.

ما اغلب شام‌های خانوادگی را در یکشنبه‌ها برگزار می‌کنیم.

she loves to cook gourmet dinners for her friends.

او عاشق پخت شام‌های مجلسی برای دوستانش است.

they invited us to their holiday dinners.

آنها ما را به شام‌های تعطیلات خود دعوت کردند.

he usually prepares quick dinners during the week.

او معمولاً در طول هفته شام‌های سریع آماده می‌کند.

we enjoy having candlelight dinners on special occasions.

ما از خوردن شام‌های با نور شمع در مناسبت‌های خاص لذت می‌بریم.

she often shares recipes for healthy dinners online.

او اغلب دستور العمل‌های شام‌های سالم را به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارد.

they organize potluck dinners with their neighbors.

آنها شام‌های دسته جمعی با همسایگان خود برگزار می‌کنند.

he prefers to have simple dinners after a long day.

او ترجیح می‌دهد بعد از یک روز طولانی شام‌های ساده بخورد.

we often talk about our day during dinner.

ما اغلب در طول شام در مورد روز خود صحبت می‌کنیم.

they plan to host themed dinners every month.

آنها قصد دارند هر ماه شام‌های با موضوع خاص برگزار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید