diocesan

[ایالات متحده]/daɪ'ɒsɪs(ə)n/
[بریتانیا]/daɪ'ɑsəsn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک اسقف یا یک دیocese
n. یک اسقف از یک دیocese
شکل‌های واژه
جمعdiocesans

عبارات و ترکیب‌ها

diocesan council

شورای کلیسایی

diocesan bishop

اسقف کلیسایی

جملات نمونه

Fr. Henry Cabral, SVD –from the Philippines. Ordained Priest in 2002. Previously worked as Chaplain for the Diocesan Filipino Apostolate.

کشیش هنری کابראל، SVD – از فیلیپین. در سال 2002 کشیش منصوب شد. پیش از این به عنوان کشیش برای مجمع امور فیلیپینی انجام وظیفه کرده است.

نمونه‌های واقعی

When Gillingham reached home he sat and reflected, and at last wrote an anonymous line to Sue, on the bare chance of its reaching her, the letter being enclosed in an envelope addressed to Jude at the diocesan capital.

وقتی گیلینگهام به خانه رسید، نشست و فکر کرد و بالاخره یک خط ناشناس برای سو ارسال کرد، با این امید کم که به دستش برسد، نامه‌ای که در پاکتی به آدرس جود در پایتخت کلیسا قرار داشت.

منبع: The Unnamed Jude (Middle)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید